سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

چشمـــه ســـار رحمــت
 

بسم الله الرحمن الرحیم

رنـــج نـامه یا شـــرم نـامــه

ای به مولایمـان صـاحب الـزمــان (عج)

السلام علیک یا ابا صالح المهدی یا صاحب الزمان

 

مولای من ؛

 

منی که مایه ی ننگم به حد رســــوایی

 

چگونـــه عــزم نمایـــم به دیدنـــــت آیم

چو خویش را یار تو دیدم به نیک فهمیدم

عزیز فاطمه، مهـــدی، چقدر تنهــــــائی!

فدایت شوم ای مولای من ؛

از اینکه با این وضع و حال با شما صحبت میکنم شرمنده ام !


چگونه است حال بنده خلافکاری

که بخواهد در مقابل اربابش بنشیند

و اظهار عشق و محبت نماید ؟

مولای من ؛

شرمنده ام که برخی جمعه ها بیادت دعای ندبه

و دعای فرج و نماز ویژه می خوانم ! ولی این خواندن ها

از روی غفلت و بی توجهی است

و در زندگی روزمره من اثری ندارد!

مولای من ؛

بارها خطاب به شما گفته ام :

لیتَ شِعری اَین استقرت بک النوی ....

کاش می دانستم در کجا مستقر شده اید

و در کجا سکونت گزیده اید

تا به دست بوس و پابوس تان بیایم !!

به حضورتان بیایم و از مشکلات فراقتان بگویم

و از فراقتان ضجه کنم و فریاد برآورم !!!

عَزیزٌ عَلَیَّ اَن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری

سخت است بر من که همه را ببینم و شما را نبینم ...

الی متی ....   الی متی ....

تا کی باید در فراق شما

این همه نامردی های مردمان را تحمل کنم ! ؟

تا کی باید این همه بی دینی ها و کجروی ها

و بی حیایی ها و غارتها

و مفاسد اجتماعی را مشاهده کنم ؟

و هیچ نگویم یا نتوانم بگویم!

چرا که گفتن همان است

و .............. همان !!!

مولای من ؛

امروزه دینداری هم عجب امر مشکلی شده !!

کدام یک از خواسته های شما را

می توانیم برآورده کنیم ؟؟؟


گرسنه ای را سیر کرده ایم ؟

تشنه ای را آب داده ایم ؟

برهنه ای را پوشانده ایم ؟

در راه مانده ای را کمک کرده ایم؟

مشکلی را از مردم حل کرده ایم ؟

خدمتی به خلق خدا (بی مزد و منّت) نموده ایم ؟

سنگی از راه مردم برداشته ایم ؟

زکات و خمس و سهم امام

و انفـاق و ایثـار و... داده ایم ؟

مسائل دینی را درست انجام داده ایم ؟

واجبات را رعایت کرده

و محرمات را پرهیز کرده ایم ؟

چه اثر مثبت و عمل خیر خالصانه ای

که فقـــط بــــــرای خـــــــدا

و جلب رضایت شما باشد داشته ایم ؟


مولای من ؛

کدام یک از ما ها... که بعضاً اینقدر هم پرادعا هستیم

برای رضای خدا و رضای شما به مردم خدمت میکنیم؟

غیر از سودجوئی و فرصت طلبی و تزویر و ریا

و چاپلوسی و دروغ و نیرنگ چه می بینید ؟

برای همین است که خجالت میکشم

در محضر مولایم بنشینم

و سخنی بگویم یا شاهد سخنانی باشم

که خالی از حقیقت است!

مولای من ؛

امروزه همه کارهایمان ریایی است ،

برای جلب نظر دیگران و امور بی ارزش دنیایی است !!

حتی برگزاری جشنهای بزرگ میـــلاد شما هم

بعضاً توأم است با انجام کارهای خلاف شرع

و یا برای رقابتهای محلی !!!

مولای من ؛

و شرمنده ام ؛ شاید هم ، همین نوشتن ها نیـــــز !!

پس چه کنیــــــــــم ؟ به که روی آوریـــــــــم ؟

چه بگوئیـــــــم و چه بنویسیــــــم ؟ !!

مولای من ؛

 امروزه حتی مجالس دعای ندبه مان هم شده

انحصــــــاری و خودنمـــــــــایی

و یا محلی برای کسب آبروی اجتماعی و ....

خطاب به خودم میگویم :

با این افکار و اعمال نا پسند و نامطلوب ،

چگونه می شود جلو امام زمان (ع) نشست و گفت :

بنفسی انت من مغیب لم یخل منا...

بنفسی انت من نازح ما نزح عنا ...

بنفسی انت من مؤمن و مؤمنه ذکرا فحنا ...

الی متی احار فیک یا مولای...

ندبه یعنی ناله همراه با گریـه و حـزن وانـدوه ،

ندبه یعنی در فراق یـار و محبـوب دلها نالیدن ...

ندبه یعنی از همه بریدن و به یار واقعی اندیشیدن ...

ولی آیا دعای ندبه خواندن ما ، این شور و حال را دارد؟

یا اگر فقط صبحـانه را حـذف کنند ...

جمعیت به تدریج کم و کمتر میشوند!!!

برخی از اینها هم که می مانند

فقط  برای برآورده شدن حاجاتشان

به امام زمان (ع) متوسل می شوند،...


هَل اِلَیـــکَ یَاابن اَحمَـــدَ سَبِیــــــلٌ فَتُلقی

 

این جمعیت عظیم را که در جمکران می بینیم

چند درصدشان خالصانه برای فرج مولایمان نماز میخوانند و دعا میکنند !!!

وقتی که پیامبر (ص) و یا امام معصوم(ع) در مورد انتظار فرج می فرمایند :

انتظرواالفرج ، ولا تیأسوا من روح الله ، فان افضل الاعمال عندالله عزوجل انتظار الفرج ،

المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله ....

این کـــــــدام انتظــــــــار فــــــــــرج است ؟

انتظاری که در کنارش همه چیز باشد الا دین !!! ؟

یک دفعه شد که به خاطر خود امام زمان (ع) دعا کنیم یا نماز بخوانیم

و یا دعای فرج را با خلوص نیت برای ظهور امام زمان (ع) بخوانیم!

ای کاش درک می کردیم که امام زمان (ع‍ج) کیستند و از شیعیــــان چه انتظـــــاری دارند.


ای کسانی که مشتاق دیدار امام زمان (ع) هستید ،

آیا می دانید تنها دیدار ایشان کفایت نمی کند!

بلکه به فرمایش آیة الله بهجت (ره) دو رکعت نماز خالصانه و دعای خالص

برای فرج مبارک ایشان افضــــــــــل است از دیــدن ایشـــــــان !

چه بسیار بودند در زمان پیامبر (ص) و ائمه بزرگوارمان که آن عزیزان را می دیدند

و حضورشان را درک میکردند ولی از انفاس قدسی آن اولیاء الله بهره ای نبردند!!!

و یا فراتر برویم ، همه آنهایی که آن بزرگواران را اذیت و آزار کردند و به شهادت رساندند ایشان را می دیدند !!!

به حضورشان می رسیدند و جسارت میکردند !!

مگر ابو لهب عموی پیامبر (ص) نبود ؟ نکند ما هم در حضور ایشان جسارت کنیم !!!


امام که همه جا حضور دارند و از همه چیز آگاهند حتی از افکار شیعیانشان ،

پس گنـــــــاه کــــــــــــــردن ، و بی توجهی به ارزشهای انسانی و اسلامی ، جســـــارت به ایشـــــــــان نیست ؟

نه تنها جســــــــــارت است بلکه باعث دوری مان از امام (ع) میشود !

پس دعای ندبه و فرج خواندن تنها و یا حتی دیدن جمال مبارک امام (ع) کفایت نمیکند ،

بلکه دلبستگی و محبت و تلاش در راه به ثمر رساندن اهداف عالیه ایشان و جلب رضایت ایشان مهّـم است.


مولای من ؛

با همه قصور و بدی هایم ، با همه گناه و لغزش هایم ،

با همه آنچه از زشتیها و کژی ها و ناسپاسی ها

و ناشایستگی هایی که از من دیــــده و می بینیــــد !


اَعلَمتُ بِا اَهلِ العالَم ، اَنِّی اُحِبُّـک


به جهانیـــــان اعـــــــــلام میکنم که :


دوست تـــان دارم


چرا که معتقدم :

مَن اَحَبَّکُم فَقَد اَحَبَّ الله هرکس شما را دوست بدارد خدا را دوست دارد

وَ مَنَ اَبغَضَکُم فَقَد اَبغَضَ الله و هرکس بشما خشم ورزد به خدا خشم ورزیده

وَ مَنِ اعتَصَمَ بِکُمُ الله فَقَدِاعتَصَمَ بِالله و هرکس دست به دامان شما شود به عنایت خدا چنگ زده است

پس دوستتان دارم و در انتظارتان هستم و محتاج عنایت خاصتان !


مولای من ؛

یادتان هست گاه گاهی عنایتی به ما داشتید !

و دستی یتیـــم نوازانــه بر ســرمان می کشیدید ؟

و مشکلاتمان را بدون اینکه از شما بخواهیم حل می کردید!

ولی امروز از مشکلات شخصی سخن نمیگویم !

من دیگر از فــــــراق نمی نالــــم !

چرا که شیرینی فراق تان هم لذت بخش است!

امّــــــــا چه کنم که :

همه مشکلات ما ناشی از غیبت طولانی شماست !


نمی بینید دشمن غدار چگونه ما را در محاصره دارد ؟

نمی بینید خودکامگان جهان به ما رحم نمی کنند ؟

نمی بینید ستمگــران عالـــم ، حتی از تحریم دارویی ما نیز هیچ ابـــایی ندارند ؟

نمی بینید مؤمنین و متدینین ما هم بعضاً همکاری و همراهی نمیکنند ؟

نمی بینید فساد و بی بند و باری رو به گسترش است ؟

نمی بینید رعایت ارزشهای اسلامی، حتی در بین متدینین ما هم روز به روز کم رنگ تر میشود ؟

می بینید... می بینید... بخدا قسم می بینید... پس شما دعا کنید ،

که دعای شما مستجاب است

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض

و ما هم اگر لایق باشیــم بگوئیــــم : آمین یا رب العـالمیــن

دل که آشفته روی تــــو نباشــد دل نیست

آن که دیوانه خــــال تو نشد عاقـــل نیست

عشق روی تو در این بادیه افکنــــد مـــــرا

چه توان کرد که این بادیه را ساحل نیست

همه هست آرزویم که ببینم از تـــــو رویی

چه زیان تو را که من هم برســم به آرزویی

همه جا به هر زبانی بُوَد از تــــو گفتگویی

چه شود که جمعه ای من برسم به آرزویی

اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه والذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره

والمحامین عنه والسابقین الی ارادته والمستشهدین بین یدیه 


[ یکشنبه 92/9/24 ] [ 2:23 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنـــــده صــالـــح

 

 

السَّلامُ عَـلَیکَ  یا اَبِا اِبراهِیمَ ، یا مُوسَی ابنِ جَعفَر

 

سالروز میلاد مسعود هفتمین خورشید امامت و ولایت


حضرت امام موسی ابن جعفر ٍ الکاظم (ع)

 

بر همه شعیان و محبان و پیروان آن حضرت مبارک

 

اَللهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّم وَ زِد وَ بارِک عَلَی السَّیِدِ الکَرِیم ،

وَالاِمامِ الحَلِیمِ ، وَالصّابِرِ الکَظِیمِ ، وَ سَمِّیِ الکَلِیمِ ، 

القائد الجَیشِ ، اَلمَدفُونِ بِمَقابِرِ القُرَیشِ، صاحِبِ الشَّرَفِ الاَنوَر،

وَالمَجدِ الاَظهَــــر ، وَالجَبِینِ الازهَــــر ، اَلاِمــــامِ بِالحَقِّ اَبِی اِبراهِیمَ   

مُـــوسَــــــــــی ابـــنِ جَعفَــــــر ، صَلَـــواتُ اللهِ وَ سَلامُــــهُ عَلَیـــــــــهِ ،

اَلصَّـلـوةُ وَالسَّلامُ عَـلَیکَ  یا اَبِا اِبراهِیمَ ، یا مُوسَــی ابنِ جَعفَر، اَیُّهَا الکاظِـــمُ ،

اَیُّهَا العَبــــدُ الصـــــالِـــــح ، یابنَ رسول الله،  یَابنَ أمیرِالمُؤمنین،

یا حُجَّةَاللهِ عَلی خَلقه،یا سَیِّدنا و مولانا ، إنّا  تَوَجَّهنا،‌ و استَشفَعنا،

وَ تَوَسَّلنا بِکَ إلی اللهِ، وَ قَدَّمناکَ    بَینَ یَدَی حاجاتِنا، فِی الدُّنیا و الآخِرَة،


یا وجیهاً عِندَ الله،إشفَع لَنا عِندَ الله


 

خلاصه ای از زندگی امام موسی الکاظم علیه السلام

 

 

نام : مـــوســــــى‏

 

کنیه : ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل.

 

القاب : کاظم ، صابر ، صالح ، امین و عبد الصالح .

 

نکته : آن حضرت در میان شیعیان به « باب الحوائج » معروف است.

 

منصب : معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.

 

تاریخ ولادت : هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذکر کردند.

 

محل تولد: ابواء (منطقه‏ اى در میان مکه و مدینه) در سر زمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

 

نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏ طالب علیهم السلام.

 

نام مادر : حمیده مصفّاة. نام‏ هاى دیگرى نیز مانند حمیده T بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است.

این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احکام و مسائل بود که امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احکام دینى به ایشان ارجاع مى‏داد.

و درباره‏ اش فرمود: « حمیده،  تصفیه شده است از هر دنس و چرکى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن کرامتى که از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»

 

مدت امامت : از زمان شهادت پدر بزرگوارشان، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى ، به مدت 35 سال.

آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسیدند.

 

تاریخ و سبب شهادت : 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به‏ وسیله زهرى که در زندان سندى بن شاهک به دستور هارون ‏الرشید به آن حضرت خورانیده شد.

 

محل دفن : مکانی به نام مقابر  قریش در بغداد (در سر زمین عراق) که هم اکنون به «کاظمین» معروف است.

 

همسران : 1: فاطمه بنت على  ـ  2 : نجمه

 

فرزندان : درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد.

بنابر یک نقل ، آن حضرت 37 فرزند داشتند که 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند.

 

الف) پسران‏ :

1. امام على بن موسى الرضا(ع).

2. ابراهیم.

3. عباس.

4. قاسم.

5. اسماعیل.

6. جعفر.

7. هارون.

8. حسن.

9. احمد.

10. محمد.

11. حمزه.

12. عبداللّه.

13. اسحاق.

14. عبیداللّه.

15. زید.

16. حسین.

17. فضل.

18. سلیمان.

 

ب) دختـــــــران :

1. فاطمه کبرى.

2. فاطمه صغرى.

3. رقیّه.

4. حکیمه.

5. ام ابیها.

6. رقیّه صغرى.

7. کلثوم.

8. ام جعفر.

9. لبابه.

10. زینب.

11. خدیجه.

12. علیّه.

13. آمنه.

14. حسنه.

15. بریهه.

16. عائشه.

17. ام سلمه.

18. میمونه.

19. ام کلثوم.

 

یکى از دختران آن حضرت به نام فاطمه ، (فاطمه کبری معروف به حضرت معصومه علیهاالسلام ) که براى دیدار برادرش امام رضا علیه السلام عازم ایران شده بود ، در بلد طیبه قم ( شهــــــر قــــــم ) بیمار شد و پس از چند روز بیمارى، وفات یافت و در این شهر مدفون گردید. هم اکنون مقبره ایشان زیارتگاه شیعیان سراسر جهان و دانشگاه عالمان و مجتهدان شیعى است.


بعضی مورخین تعداد فرزندان امام کاظم علیه السلام را تا 60 نفر هم ذکر کرده اند .


اصحاب و یاران :

تعداد یاران، اصحاب و راویان امام موسى کاظم علیه السلام بسیار است.

در این جا نام تعدادى از اصحاب بزرگ آن حضرت ذکر مى‏ گردد:

1. على بن یقطین.

2. ابوصلت بن صالح هروى .

3. اسماعیل بن مهران.

4. حمّاد بن عیسى.

5. عبدالرحمن بن حجّاج بجلى.

6. عبداللّه بن جندب بجلى.

7. عبداللّه بن مغیره بجلى.

8. عبداللّه بن یحیى کاهلى.

9. مفضّل بن عمر کوفى.

10. هشام بن حکم.

11. یونس بن عبدالرحمن.

12. یونس بن یعقوب.

زمامداران معاصر :

1. مروان بن محمد اموى - معروف به مروان حمار- (126 - 132 ق.).

2. ابوالعباس سفاح عباسى (132 - 136 ق.).

3. منصور عباسى (136 - 158 ق.).

4. مهدى عباسى (158 - 169 ق.).

5. هادى عباسى (169 - 170 ق.).

6. هارون الرشید (170 - 193 ق.).

 

امام موسى کاظم علیه السلام در عصر خلافت منصور عباسى به مقام امامت نایل آمد. از آن زمان تا سال 183 هجرى، سال وفات آن حضرت، چندین بار توسط خلفاى عباسى دستگیر و زندانى گردید. تنها در دوران خلافت هارون الرشید به مدت چهار سال زندانى و در همان زندان به شهادت رسیدn.


رویدادهاى مهم:

1. شهادت امام جعفر صادق علیه السلام، پدر ارجمند امام موسى کاظم علیه السلام، به دست منصور دوانیقى، در سال 148 هجرى.

 

2. پیدایش انشعاباتى در مذهب شیعه، مانند: اسماعیلیه ، اَفْطَحیه و ناووسیه ، پس از شهادت امام صادق علیه‌السلام و معارضه آنان با امام موسى کاظم علیه السلام در مسئله امامت.

 

3. ادعاى امامت و جانشینى امام جعفر صادق علیه السلام، توسط عبدالله اَفْطَحْ ، برادر امام موسى کاظم علیه السلام  و به وجود آوردن مذهب افطحیه در شیعه.

 

4. اعراض بیشتر اصحاب امام صادق علیه السلام از عبدالله اَفْطَحْ، و گرایش آنان به امام‏ موسى کاظم علیه‌السلام.

 

5. مرگ منصور دوانیقى، در سال 158 هجرى، و به خلافت رسیدن ابوعبدالله مهدى عباسى، فرزند منصور.

 

6. احضار امام موسى کاظم علیه السلام به بغداد و زندانى نمودن ایشان در آن شهر، به دستور مهدى عباسى.

 

7. زندانى شدن امام موسى کاظم علیه السلام در بغداد، در دوران حکومت هادى عباسى.

 

8. مبارزات منفىِ امام موسى کاظم علیه السلام با دستگاه حکومتىِ هارون‏ الرشید، در مناسبت‏ هاى گوناگون.

 

9. بدگویی و سعایت على بن اسماعیل ، برادر زاده امام موسى کاظم علیه السلام از آن حضرت، نزد هارون الرشید با توطئه ‏چینى یحیى برمکى، وزیر اعظم هارون.

 

10. دستگیرى امام کاظم علیه السلام در مدینه و فرستادن آن حضرت به زندان عیسى بن جعفر در بصره، به دستور هارون‏ الرشید، در سال 179 هجرى.

 

11. انتقال امام موسى کاظم علیه السلام از زندان بصره به زندان فضل بن ربیع در بغداد.

 

12. انتقال امام موسى کاظم علیه السلام از زندان فضل بن ربیع به زندان فضل بن یحیى برمکى.

 

13. انتقال امام علیه السلام از زندان فضل بن یحیى به زندان سندى بن شاهک.

 

14. مسموم کردن امام موسى کاظم علیه السلام با خرماى زهر آلود، توسط سندى بن شاهک در زندان.

 

15. شهادت امام موسى کاظم علیه السلام  به خاطر مسمومیت در زندان سندى بن شاهک، در 25 رجب سال 183 هجرى.

 

16. انتقال پیکر مطهر امام موسى کاظم علیه السلام به جِسر (پل) بغداد و فراخوانىِ مردم براى دیدن آن توسط مأموران هارون‏ الرشید.

 

17. انزجار سلیمان بن جعفر بن منصور دوانیقى از تحقیر پیکر امام موسى کاظم علیه السلام ، توسط مأموران حکومتى، و دستور او به تجهیز و تکفین مناسب شأن پیکر آن حضرت و به خاک سپارى در مقابر قریش بغداد.


[ سه شنبه 92/9/19 ] [ 6:19 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم


خــون خــــدا



هیچ کس جـــــــز

 

اباعبـــــدالله الحسیـــــــــن


و امیــرالمؤمنین علـی علیهــم الســلام

 

خــــــــــــون خـــــــــــــــدا  

 

نامیــــــده نشــده اند !


 

 


با شنیدن کلمه ی عاشورا بلافاصله کلمات دیگری در ذهن انسان نقش می بندد ، کلماتی مانند : کربلا ، شهادت ،

خون ، شمشیر ، آزادگی ، شهامت ، شرافت ، آب ، تشنگی ، فرات ، علقمه ، کودکان ، خیمه گاه ، قتلگاه ،

تل زینبیه ، زینب ، عباس ، علی اکبر ، علی اصغر ، قاسم ، ... و حسیــــــــن علیهم السلام ،


از طرفی کلمات : بی کسی و اسارت ، شمــر و یـزیـــد و فریب و نیرنگ و دزدی و قتل و غارت ،

شقاوت و قساوت و دنائت ،


البته واژه های شهادت و خون بیشتر می درخشد ، چرا که بعد از واقعه ی کربلا نیز همیشه

جریان داشته و مسلمانان آزاده همیشه با آن مواجه بوده اند.


بعد از واقعه خونین کربلا ، گوئی جهان اسلام را خون گرفته بود ،

مسلمانان با دیدن هر شیء سرخی به یاد خون می افتادند ،  

خونی که به ناحق در نهایت شقاوت و قساوت ریخته شد !


 

 

گویند روزی که سر مطهر اباعبدالله الحسین علیه السلام را به کوفه نزد عبیدالله ابن زیاد ابن ابیه آوردند

همین که عبیدالله ملعون رأس پاک و مطهر اباعبدالله علیه السلام را برداشت تا از نزدیک نظاره کند ،  

قطره ای از خون پاک و مطهر از سر مبارک آقا چکید و بر ران کثیف عبیدالله ملعون افتاد ،

آن قطره خون از لباس عبیدالله عبور و به پوست بدن ناپاکش رسید ، پوست و گوشت را سوراخ کرد

و به استخوان رسید ! آن موضع به شدت درد گرفت و گوشت ران عفونت کرد

و تا زنده بود از آن عفونت و درد شدید آن در عذاب بود تا به درک نیران واصل شد .

 

این در حالی است که خداوند تبارک و تعالی تربت پاک و مطهر اباعبدالله الحسین علیه السلام

برای آلام و دردهای مؤمنین موجب شفا و رحمت و آرامش قرار داده است.



در  روایات و کتب اهل شیعه و سنی آمده است که بعد از شهادت سالار شهیدان کربلا ،

 اتفاقات باور نکردنی ای رخ داده که در نوع خود از معجزات شهــــادت امام حسین(ع)  محسوب می شود.

 

 

روز عاشورا تربت ثارالله رنگ خون گرفت !

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910906000487

درخت چنار الموت روز عاشورا خون می‌گرید

برای اطلاع از اصل جریان روی عنوان کلیک کنید


معتبرترین کتاب ها، احادیث و روایات و معجزاتی را از سالار شهیدان کربلا  منعکس کرده اند

تا حجت بر آنانی که راه انکار را بر واقعه کربلا پیش گرفته اند به یقین تاریخی ترین حادثه عالم خلقت پی ببرند.  

معجزاتی که حتی در کتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.

 

 


1 ـ برخورد ستارگان آسمان با یکدیگر

عن عیسى بن الحارث الکندی می گوید: هنگامی حسین بن على (علیه السلام) را شهید کردند، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را می خواندیم می دیدیم آفتابی که بر دیوارهاى خانه ها می تابید به قدری قرمز بود که گویا چادر های سرخ است که بر آن کشیده اند ، و می دیدیم که برخی از ستارگان همدیگر را می زدند ! ( با یکدیگر برخورد می کردند).
منبع: تهذیب الکمال، المزی، ج 6، ص432433و تاریخ الإسلام، الذهبی، ج 5 ، ص 15 و سیر أعلام النبلاء ،الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 227 .

2 ـ آسمان خون گریه کرد

نضره ازدیه گوید: هنگامى که حسین بن علی (علیه ا السّلام) شهید شدند، آسمان خون بارید و ما همچنان می دیدیم که تمام اشیاء و اسباب ما مملو از خون است.
همچنین جعفر بن سلیمان، روایت کرده که خاله‏ ام، ام سالم، گفت: بعد از شهادت مولاحسین(ع) بارانی همانند خون بر دیوارها و خانه ها می بارید. به من خبر داندکه همین باران خون ، در خراسان، شام و کوفه نیز باریده است.
منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 433 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص312 ، 313و الثقات ، ابن حبان ، ج 5 ، ص 487 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 227 – 228 .

3 ـ اشک ریختن آسمان

ابن سیرین گفت: آسمان برای هیچ کسی جز یحیی بن زکریا و حسین بن علی (علیهم السلام) گریه نکرده است.
منبع: سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 225 – 226

4 ـ تاریک شدن دنیا

خلف بن خلیفه از پدرش نقل می کند که گفت : زمانی که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید ، آن قدر آسمان تاریک شد که هنگام ظهر ستاره های آسمان ظاهرشدند ؛ تا جائی که ستاره جوزا در عصر دیده شده و خاک سرخ از آسمان فروریخت.
منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 431 – 432و تهذیبالتهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص226
علی بن مسهر از جده اش نقل می کند که می گفت: هنگامی که امام حسین به شهادت رسید من دختری نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود که گویا لخته خون بود.
منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 432 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 226

5 ـ سرخ شدن آسمان

علی بن مدرک از پدر بزرگش اسود بن قیس نقل می کند که گفت: پهنه آسمان پس ازشهادت امام حسین به مدت شش ماه سرخ رنگ شده بود که ما آن را شبیه خون در آسمان مشاهده می کردیم،

علی بن محمد مدائنی از وی سؤال کرد: چه نسبتی بااسود داری؟ گفت: او جد مادری من است گفت: به خدا سوگند که او راستگو و امانتداری بزرگ و میهمان نواز بود.
منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6، ص 432 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 15 و سیر أعلام النبلاء ،الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 227 .
یزیدبن ابی زیاد می گوید: من چهارده ساله بودم که حسین بن علی به شهادت رسیدگیاه ورس در بین لشکر به خاکستر تبدیل شد و پهنه آسمان قرمز رنگ شد شتری را لشکریان ذبح کردند آتش از گوشتش زبانه می کشید.
منبع: تهذیب الکمال، المزی ، ج 6 ، ص 434 – 435 و تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 وسیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 313 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ،ص 15 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 230.

6 ـ دیوار دار الإماره خون گریه کرد

حدثنی أبو یحیى مهدی بن میمون می گوید: هنگامى که سر مبارک امام حسین علیهالسلام را در برابر ابن زیاد نهادند، دیدم که از دیوارهاى دارالاماره خون جارى می ‏گشت‏.
منبع: تهذیب الکمال ، المزی ، ج 6 ، ص 433 – 434 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229 . 

7 ـ جاری شدن خون تازه از زیر سنگ ها

ابوبکر بیهقى از معروف روایت کرده که ولید بن عبد الملک از زهرى پرسید سنگ‏هاى بیت المقدس در روز کشته شدن حسین بن على چه حالتى به خود گرفتند ،زهرى‏ گفت : به من خبر دادند که در روز شهادت حسین بن علی هر سنگى را که از زمین بر می داشتند در زیر او خون تازه می دیدند.
منبع: تهذیبالتهذیب، ابن حجر، ج 2 ، ص 305 و تهذیب الکمال، المزی ، ج 6 ، ص 434 وسیرأعلام النبلاء، الذهبی ، ج 3 ، ص 314 و تاریخ الإسلام، الذهبی ، ج 5، ص 16و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229
از ام حیان نقل است که گفت: روز شهادت حسین اسمان سه شبانه روز تاریک شد و هر کس دست به زعفرانمی زد دستش می سوخت و زیر هر سنگی در بیت المقدس خون دیده می شد.
منبع: تهذیب الکمال، المزی ، ج 6، ص 434 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج 14 ، ص 229

 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک 


 کسی به علامه امینی گفت شیعه چه خبرش است که در کربلا چنین عزاداری می کند؟ علامه جواب بسیار قشنگی به او داد ، گفت: ما در واقعه غدیر سر و صدا نکردیم ( تبلیغ نکردیم ) شما آن را تحریف کردید و گفتید « من کنت مولاء فهذا علی مولا » یعنی هرکس دوست من است دوست علی هم باشد آیا آن همه افرادی که پیامبر(ص) جمع کرد و یک ساعت و نیم برایشان خطبه خواند فقط برای گفتن همین جمله بود. این دیگر این همه مقدمه و جمع کردن 120 هزار نفر نمی خواست  

 

گر چشم روزگار بر او فاش می گریست


خـــون می گذشت از سر ایوان کـــربــلا

 

 


[ پنج شنبه 92/9/14 ] [ 6:16 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

* **موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 13
بازدید دیروز: 61
کل بازدیدها: 201424
*