سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

چشمـــه ســـار رحمــت
 

 بسم الله الرحمن الرحیم

  

بهـــار امیــــد و عشـــق

  

 

 بِســــمِ اللهِ الــرَّحمــنِ الــرَّحِیــم

 

وَالعـادِیاتِ ضَبحاً، فَالمـُـورِیاتِ قَدحاً،

 

فَالمُغِـیـراتِ صُبحــــــــاً،فـَـاَثـَـرنَ بِهِ نَقعـاً،

 

فَـوَسَـطـنَ بِهِ جَمعـاً، اِنَّ الاِنســـــانَ لِـرَبِّهِ لَکَنـُـودٌ،

 

سـوگـنــد به اسبان غازی که همی تازند و با آواز در تاختن همی نَفَس زنند،

سـوگـنــد به آن اسبان آتش افروز از سنگ  با سُنبهای خود،

سـوگـنــد به غارت کنندگان دشمن در بامداد،

              آنگاه که بر هـامونِ دشمن گـَرد انگیختند،

              پس از آن در میان سرای دشمن بر هم فـرو آمـدند،

سـوگـنــد به همه ی این ها که آدمی ، خــــدای خــود را ناسـپــــاس است.


وَالعـادِیـاتِ ضَبحـاً،

این عادیات که خـداونــد به آن ها سـوگـنــد یاد کرده،

یا اسب های مجاهــدان است

یا راحـلـه های حاجـیــان !

چون مرکب های ایشان را این شرف و مرتبت است

که خـداونــد به آن ها قـســم یاد کند !

شـرف و منزلت غـــازیــــان (1) و حاجیــــان را که دانـد؟

و کدام زبان از درجات آنها عـبـارت پردازد؟

 

آری؛

هـرکـس در راه اطاعت حق رود

عجب نباشد که در رعایت او باشــد! 

آن غــــازی که برای اعتــــــلای اســـــلام

تن رهـــــــــا و جــــــــان فـــــــدا کنــــــــد

و سینــــــه ی خود را هـدف تیـــرهای بــلا سازد ،

 

و یا آن حاجی که کوس رحیل فـرو کوفته،

خانمــــــــان را وداع گفتــــــــه،

ترک همسـر و فـرزند و کسب و کار نموده (2)،

به کعـبــه ی شرف رسـیـده،

 

رداء تجـریــد برافکـنــده،

لبّیــــــک تفــرید زده،

 

و همه چیز خود را  به خــــــدای خـویـش  سـپــــرده است.


 -----------------------------------------------------------------------------------------------

(1) غازی : غزوه کننده ، مجاهد در راه خدا ، رزمنده

(2) حاجّ واقعی ، نه این که در حج هم بفکر مال و منال و اهل و اولاد و مادیات باشد و از لحظه خروج از منزل تا برگشت دائم تلفن در دستش و با خانه و دفتر و تجارتخانه اش در تماس باشد !!!


اِنَّ الاِنسانَ لِـرَبِّهِ لَکَنـُـودٌ،

 

خـداونــد سـوگـنــد یاد میکند که :

این آدمی کـنـود و کـفــور است

یعنی ناسپاس و ناپاک از کار دین است!

همیشـه غـافــل ،

و به جهـل و حـرص و بخـل نائــل،

روز روشن را به گـنـاه سیاه کرده !

شب دراز را به خواب غـفـلـت کوتاه کرده !

درگاه رحمت خـداونــد را گذاشته !

و به خیمه و خرگاه و خانه و دستگاه روی نهاده!


شاد به آن است که ســـال نـــو در آید!

 

و شادیش بیفزایــــــــد !

 

خود ندانـد و نیندیشـد که هـر نَفَسی که بر می آید

گامی به مرگ نزدیکـتـر میشود!

و هـر روز منزلی از راه آخـرت می پیماید!

هر نوروز که آید یک سال از عمر او کاسته و به مرگ نزدیکتر می شود

آیا نمی داند که چه عـَقـَبـَــه هائی در پیش دارد؟

که باید از آن بگـذرد؟


سکـرات مرگ ،

حسرات قیامت ،

هیبت دوزخ ، 

که رســول خـدا (ص) فـرمودند:

 

اگـر آنچـه مرا در شب معـراج دیـدار بر آن افتاد

شما را ده یکِ آن دیـــــــــدار بودی،

روز و شب دیــــده ی شمـــــا اشکـبــار بودی!

و خنده ی شما اندک و گریه ی شما بسیار بودی!


مسکین آدمی؛


بی حــذر است از این که خبــر ندارد،

 

خبر ندارد از آنکه خطــر ندارد،

 

آن روز بدانــد که دانستن ثمـر نـدارد،

 

آنگــــــاه دریابــد که دریافـتـــن اثـــر نــدارد! 

 

خـــدایـــــــــا ؛


آن روز که می توانستم ندانستم

 

و امـــــروز که می دانـــــــــم نمی توانم !

 

پس غیــــــر از تـــو چه کسی درد مرا می داند؟

 

و علاج آن را می توانـــــــد ؟

 

غیر از تو چه کسی را دارم که مشکلم را حل کند ؟

 

الهی و ربی من لی غیرک ؟

 

اسئله کشف ضری والنظر فی امری ؟


آتش به دل انـدر زدی و نفت به جان


آنگاه بگـوئی که تو را هست امان!


********************************

 

تبــریک یا تسلیــت ؟!

 

در گوش من صحیفه ی تبریک عید گفت :


سالی دگر ز عمر تو ای بی خبر گذشت !

 

نشکفته غنچه های بهار امید و عشق

 

دیدی که عمر همچو نسیم سحر گذشت ؟

 

روح کهن نه تــــــازه شود از حلــول عیـــد !


راح کهــن بیـــــار که آبـــــم ز سر گذشت !

 

تبریک نیست تسلیت است این که دوست را

 

گویی : خوشا ز عمر تو سالی دگر گذشت !

 

********************************

امیـــدواریــــم در ســــــال جــدیــــــد ،

توفیق بهره برداری بیشتر از عمرمان حاصل،

و سالی به معنـــــای واقعی مبــــارک و پر برکت،

توأم با معنویت و رحمت و مغفـــــرت برای مان باشد.

********************************

السلام علیــک

 

یا اباصــالح المهـــدی

 

جانـــــــان من !

 

 قائـم آل محمّـد (ص)

محبــوب دل هـا ، منجـی انسان ها

 

 هـر ســال را به این امیـــد آغاز می کنیم

که شـایـد تـــــو در این ســـال بیــــایی

و کام تشنــگان عـدالـت را سیـــراب نمـــــایی

 

برای تعجیل در فرج مبارکتــــان دعا می کنیم

 

یادداشت ادبی عرفانی

 

  [ نشانه فضــل و جوانمردی (کلیک) ]


[ چهارشنبه 92/12/28 ] [ 12:13 صبح ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

* **موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 38
بازدید دیروز: 129
کل بازدیدها: 168999
*