سفارش تبلیغ
صبا

چشمـــه ســـار رحمــت
 

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت از مـولا خجـالت می کشـم

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی یا صاحب الزمان

عَزیزٌ عَلَیَّ اَن اَرَی الخَلـقَ وَ لا تُـری

پرسیدم چرا دعای ندبـه نمی آیی ؟

گفت : کاری به کار من نداشتــه بــاش !

پرسیدم علت نیامدنت برایـم سئـوال انگیـز است !

گفت : تو که می روی مرا هم دعا کن لیاقت آقا را پیدا کنم !

گفتم : تـو که از همه با لیـاقت تــری چــرا چنین میگویی ؟

گفت : همین است که گفتم ، یا دعایم کن یا کاری به کارم نداشته باش !

اصرار کردم ..... باید بگویی علت چیست که این چنین میگویی ؟

گفت : راستش را بخـواهــی خجـالــت میکشــم !

گفتم : از چـــه کسـی خجـالـت می کشـی ؟

گفت : از آقایمـان مهــدی ( ارواحنا فداه )

گفتم : برای چه خجــالت میکشی ؟

گفت : از دروغ گفتـن !

گفتم : چه دروغی ؟ دیوانــه ام کردی !

گفت : همین دعای ندبه را خواندن !

گفتم : کجایش دروغ است ؟

گفت : از اینجـاش :

لیت َ شِعری اَین استقرت بک النوی ....

عَزیزٌ عَلَیَّ اَن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری.....

الی متی ....   الی متی ....

 

 

گفتم : توضیح بده ، پاک گیجم کردی !

گفت : هرگز تصور کرده ای موقعی که دعای ندبه می خوانی ، جلو امام زمـان(ع) نشسته ای و داری با بی توجهی ادعا های عجیبی می کنی ... مثلاً می گویی :

سخت است بر من که همه را ببینم و تو را نبینم ...

در حالی که واقعیت این چنین نیست ! مثلاً اگر چند روز به مسافرت بروی و خانواده ات را نبینی چقدر دلت برایشان تنگ می شود و برایشان تلفن می زنی و یا سوغات می خری و ...

ولی مولایت را که سال هاست ندیده ای ، دلت برایش تنگ نشده و احوالش را نمی پرسی وهدیه ای تهیه نمی کنی ! .....

 

فرازهای پایانی دعای ندبه را به دقت بخوان و مفهوم آن را بررسی کن ببین تو اینها را که می خوانی هستی ؟ !

کدام یک از خواسته های امام زمانت را برآورده کرده ای ؟؟؟

امر به معروفی کرده ای ؟ نهی از منکری نموده ای ؟ گرسنه ای را سیر کرده ای ؟ تشنه ای را آب داده ای ؟ برهنه ای را پوشانده ای ؟ در راه مانده ای را کمک کرده ای ؟ مشکلی را از مردم حل کرده ای ؟ خدمتی به خلق خدا (بی مزد و بی منّت) نموده ای ؟ سنگی از راه مردم برداشته ای ؟ زکات و خمس و سهم امام و انفـاق و ایثـار و... داده ای ؟ مسائل دینی ات را درست انجام داده ای ؟ واجبات را رعایت کرده و محرمات را پرهیز کرده ای ؟ ولی امـرت را یــاری کــرده ای ؟؟ چه اثر مثبت و عمل خیر خالصانه ای که فقط برای خدا باشد داشته ای ؟؟؟

کدام یک از این ها که اینقدرهم پر ادعا هستند برای رضای خدا و رضای امام زمان (ع) به مردم خدمت می کنند؟ غیر از سودجوئی و فرصت طلبی و تزویر و ریا و چاپلوسی و دروغ و نیرنگ چه می بینی ؟

کسی در سـایـه لطفت نیاســود 

به عالَـم کار دیــواری نکـردی!

با این افکار و اعمال نا پسند و نامطلوب ، چگونه می شود جلو امام زمان (ع) نشست و گفت : بنفسی انت من مغیب لم یخل منا... بنفسی انت من نازح ما نزح عنا ... بنفسی انت من مؤمن و مؤمنه ذکرا فحنا ... الی متی احار فیک یا مولای...

برای همین است که خجالت می کشم در محضر مولایم بنشینم و ادعایی کنم یا شاهد ادعا هایی باشم که خالی از حقیقت است !  

گفتم : این ها که می گویی درست ، ولی در یک مجلس چند نفر مثل تو اگر باشند مورد نظر آقا قرار خواهد گرفت !

گفت : من هم مثل دیگران ، این مشکل با یکی دو نفر حل نمی شود ... منظورمن از دعای ندبه ، ندبه واقعی است نه ندبـــه زبــانی که حتی معنـای کلمات را هم ندانیم ! ... 

ندبه یعنی ناله همراه با گریـه و حــزن و انـدوه ،

ندبه یعنی در فراق یـار و محبـوب دل هــا نالیــدن ...

ندبه یعنی .....

ولی آیا در مجالس دعای ندبه ما ، خواندن دعای ندبه این شور و حال را دارد ؟

در بعضی از مجالس مشاهده می شود که نه تنها ندبه ای در کار نیست بلکه چای خوردن و حرف زدن و خندیدن و .... یا غیبت و ... و در پایان صرف صبحانه رایــج تــر است !!!

یکی از دست اند کاران برگزاری مجلس دعای ندبه گفت : امروز مجلس شلوغ و گرم  و گیرایی داشتیم ...

گفتم اگر صبحـانه را حـذف کردید معلوم می شود!!! ( آن روز صبحانه بهتری در برنامه بود )

برخی از این ها هم که می آینــد  برای برآورده شــدن حاجت هــای شان به امــام زمــان (ع) متوسل می شوند ،.... ولی یک دفعه نشد که به خاطرِ خودِ امــامِ زمـــان (ع) دعا کنند یا نمـاز بخوانند یا .... دعای فَـرَج را با خلوص نیت و توجه به الفــاظ آن بخوانند !


ای کاش درک می کردیم که امام زمان (ع‍ج) کیستند

و از شیعیــان چــه انتظــاری دارنــــد .

ای کسانی که مشتاق دیدار امام زمان (ع) هستید ،

آیا می دانید تنها دیـــدار ایشان کفایت نمی کند!

بلکه دو رکعت نمـاز خالصـــانه و دعای خالص

برای فرج مبارک ایشان افضل است از دیدن ایشان !

 

مرکز نشر وتنظیم آثار حضرت آیت الله بهجت در بخشی از سخنان ایشان نوشته اند:


« لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج)

تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز ،

سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد. »


« دعای تعجیل فَرج ، دوای دردهای ما است.»


« ... باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد

و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد. »



در سماوات ولایت غیر مهـــدی مــــــاه نیست


گرچه نور افشانیش بر قلب ما گه گاه نیست


پادشاهــــــان جهــــــان را جملگی بر درگهش


از طریق منصب و جـــاه و امـــارت راه نیست



چه بسیار بودند در زمان پیامبر (ص) و ائمه بزرگوارمان که آن عزیزان را می دیدند و حضورشان را درک می کردند ولی از انفاس قدسی آن اولیاء الله بهره ای نبردند !!!

و یا فراتر برویم ،  همه آن هایی که آن بزرگواران را اذیّت و آزار کردند و به شهادت رساندند ایشان را می دیدند !!!

پس دعای ندبه خواندن تنها و یا حتی دیدن جمال مبارک امام (ع) کفایت نمی کند ، بلکه دلبستگی و محبت و تلاش در راه به ثمر رساندن اهداف عالیه آن ها و جلب رضایت ایشان مهّـم است.

( اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه والذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره والمحامین عنه والسابقین الی ارادته والمستشهدین بین یدیه )

دعــای پر فیــض نـدبـه ،

هر صبح جمعه در گلـزار شهــدا ، مهـدیـه سرچشمـه زارچ

 

تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید را

با گویشی عاشقانه و عارفانه در وبــــلاگ برتــــر :

 بوستــان ادب و عرفــان قرآن (کلیک فرمائید )

http://sarcheshmeadaberfan.parsiblog.com/

ملاحظـــه فـــرمـــائیــــــــد



[ دوشنبه 93/12/25 ] [ 1:11 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

میلاد اسوه صبر و مقاومت


 حضــــرت زینب (سلام الله علیها)
تمام ابعاد مختلف زندگی و تفکرات ائمه معصومین (ع) و پرورش یافتگان نزد آنها قابل تأمّل و الگو گیری است

اولین مرحله ی زندگی هر فرد دوران کودکی و سپس دوران نوجوانی و جوانی است ،

و از آنجا که حساس ترین مقطع زندگی هر جوان انتخاب همسر و مسئله مهم ازدواج است ،

در این رابطه و از این منظر به زندگیحضرت زینب سلام الله علیها که امروز سالروز تولدشان است

نگاهی مختصر خواهیم داشت :

 

نوع تفکر حضرت زینب (س) در رابطه با ازدواج

حضرت زینب (سلام الله علیها) که پرورش یافته دامان علی (ع) و فاطمه زهرا (س) است،

دیدگاهی همچون پدر و مادر خویش دارد.

هنگامی که به سن ازدواج رسید از بین خواستگاران متعددی که داشت پسرعمویش عبدالله بن جعفر را 

به همسری برگزید ، زیرا او فردی کریم، بخشنده، با ایمان و صبور بود.

زینب پذیرش ازدواج با عبدالله را منوط به دو شرط کرد:

1 ـ هر روز امام حسین(علیه السلام) را ببیند.


2 ـ   هرگاه برادرش حسین (علیه السلام) خواست به مسافرت برود و زینب (سلام الله علیها) نیز خواست همراه او باشد عبدالله مانع نشود.


نکته نهفته در این دو شرط این است که :

بیان این شروط به خاطر علاقه شدیدی که خواهر به برادرش نیست

بلکه ناشی از یک آگاهی والا نسبت به امر ولایت و حمایت از رهبـــــر جامعــــه است.

گویا زینب می داند که حسین (علیه السلام) در انجام رسالتش تنهاست و یاران او اندک هستند،

پس باید حامی و یاوری چون زینب (سلام الله علیها) پا به پای او در احیای دین جدش رسول خدا بکوشد

تا ارزش ها زنده گردد،


خون حسین (علیه السلام) بیداد کند

و خطبه زینب (سلام الله علیها) طاغوتیان را درهم شکند.

پس اهدافش در ازدواج فــــراتــــــــــر از تشکیل یک زندگی مشترک ساده و روزمرّه بود

 

حضرت زینب (سلام الله علیها) در تربیت فرزندان

حضرت زینب(سلام الله علیها) شیوه های تربیتی مادر گرامی خود را به عنوان الگو مورد توجه قرار داده و در زندگی پیاده کرده است .
زمان ظهور و شکوفایی ثمره این تربیت الهی آن جاست که فرزندان زینب (سلام الله علیها) در واقعه کربلا به پشتیبانی از ولایت، در میدان جهاد حاضر می شوند و علیه دشمنان دین به مبارزه پرداخته، سرانجام در مسیر حق به فیض رفیع شهادت نائل می گردند،

و این جز بازتاب و تأثیر پذیر تربیت و عملکرد زینب (سلامالله علیها) و همسرش عبدالله نیست. این دو با دادن اجازه شرکت در جنگ به فرزندان روحیه شهادت طلبی و عشق به ولایت را در آنها تقویت کردند.

 

کسب رضـــــایت شوهـــــر

حضرت زینب (سلام الله علیها) که در ضمن ازدواج شرط کرده بودند هر زمان امام حسین(علیه السلام) عزم سفر کردند با ایشان برود، وقتی که امام حسین(علیه السلام) عازم سفر به کربلا شدند حضرت زینب (سلام الله علیها) برای همراهی برادر و ولی خود از همسرشان کسب اجازه کردند در حالی که طبق آن شرط ، می توانستند بدون اجازه شوهر همراه امام حسین سفر کنند، ولی در عین حال اگراین نظر با رضایت کامل شوهر انجام می شد بهتر و جالب تر بود.
این درسی است برای بانوان امروزی که رضایت همسرشان را در تمام عرصه ها (حتی در مواردی که از نظر شرعی نیازی به اجازه همسر نیست) جلب کنند تا زندگی شیرین، همراه با همبستگی و همدلی داشته باشند و بتوانند فرزندانی مطابق باارزش های اخلاقی و اسلامی تربیت کنند.

 

زهد و تقوای علیا مخدّره زینب(سلام الله علیها)

درکتاب معانی الاخبار آمده: زاهد کسی است که آنچه را خدا دوست دارد دوست داشته باشد و از آنچه مورد بغض اوست دوری گزیند و از حلال بیش از حد کفایت نخواهد و به سوی حرام میل نکند.


برای ساکنین طریقت و کسانی که در مقام تهذیب نفس هستند بهترین مقامات، زهد و تقواست و از بزرگترین صفات انبیاء زهد و ورع و تقوا بوده است. با این فضیلت انسان می تواند به درجات رفیع برسد.

زینب(سلام الله علیها) در خانه شوهرش عبدالله بن جعفر، با آن که می دانست شوهرش متمول و ثروتمند است و دارای اموال بسیار و خدم و حشم بی شماری است و بدین جهت زنان اشرافی قبایل و عشایر در خانه او بسیار جمع می شدند و حق این بود که کارهای خانه را به کلفت و خدمه رجوع دهد، با کمال عزت و شرمی که در نظر همگان داشت به کارهای خانه قیام می نمود و به هیچ کس کار خود را وا نمی گذاشت و این خود سرمشق بزرگی برای خانه داری بود.

 

عبادت حضرت زینب (سلام الله علیها)

از برخی مقاتل معتبره از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است که فرمود :

عمه ام زینب با تمام مصیبت هایی که بر ما وارد شده بود بعد از کربلا تا شام هیچ گاه نوافــــل خود را ترک نکرد.


همچنین روایت کرده است که چون امام حسن (علیه السلام) برای وداع نزد خواهر آمد، از جمله سخنانی که به او گفت این بود که فرمود:

«یا اختاه! لا تنسی فی نافله اللیل»

خواهرجان ! مرا در نماز شب فراموش نکن.


از برخی مورخان دیگر نقل شده است که تهجد و شب زنده داری زینب (سلام الله علیها) در تمام مدت عمرش ترک نشده است و از امام سجاد (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:

« در شب یازدهم محرم، عمه ام زینب (سلام الله علیها) را دیدم که در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است» 


عبادتی چنین عاشقانه حتی در سخت ترین شرایط الگویی است برای زنان امروزی که به دنبال بهانه های گوناگون برای ترک عبادت خود نباشند و حتی در شرایط حاد هم خدا و معبودشان را فراموش نکنند

 

امر به معروف و نهی از منکر

هدف اصلی قیام عاشورا امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح ساختار کلی جامعه وحکومت و زمامداران بود. امام حسین (علیه السلام) در وصیت نامه خود خطاب به برادرشان محمد حنفیه فرمودند: « ... من، نه از روی خودخواهی و سرکشی و هوسرانی (از مدینه) خارج می گردم و نه برای ایجاد فساد و ستمگری، بلکه هدف من از این حرکت اصلاح مفاسد امت جدم و منظورم امر به معروف و نهی از منکر است....» 


زینب کبری (سلام الله علیها)  هم که همراه و همگام برادر بود و در واقع تداوم بخش اهداف عاشورا به رهبری امام سجاد (علیه السلام) بود، در جایگاه های مختلف جهت تحقق اهداف قیام عاشورا تلاش می کرد. با دقت در رفتار آن بانو در دوران اسارت و تعمق و تامل در خطبه های آتشینش،می توان حقیقت و ماهیت اصلی نهضت امام حسین(علیه السلام) را دریافت.


حضرت زینب (سلام الله علیها در شدیدترین و بحرانی ترین اوضاع مراقب بودند که احکام الهی به طور دقیق اجرا شود، که یکی از احکام، امر به معروف و نهی ازمنکر و موضوع پوشش می باشد، به طوری که در زمان اسارت وقتی به شهر کوفه رسیدند خطاب به مردم آن دیار فرمودند: «ای مردم! چشم های خود را از نگاه به ما بپوشانید، آیا از خدا و رسولش حیا نمی کنید که به بانوان خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) می نگرید؟» 


هم چنین در شهر شام با شجاعت و شدت کامل به یزید اعتراض کرد و فرمود: «ای پسر معاویه! آیا عدالت ست که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده بنشانی ولی دختران رسول خدا را به صورت اسیر از مقابل این جمع بگذرانی؟! حریم حجاب زنان ما را بشکنی و نقاب از چهره ی آنان برداری؟.»


 

شجاعت حضرت زینب (سلام الله علیها)


ازجمله القاب آن معظّمه «الشجاعه» است

 

شجاعت حیدری به دختر والا اخترش زینب (س) به ارث رسیده است

 

چنانچه در گرفتاری هایی که برای حضرت زینب (سلام الله علیها) پیش آمد، به شجاعت و نیروی قلب خود را نگهداشته و در هر حال با کمال ثبات، ایستادگی نموده و در چند مورد شجاعت او به صورت محسوس تجلّی نموده است:


اول: عصر عاشورا؛ وقتی که لشکر برای غارت حرم محترم حسین (علیه السلام) ریختند، خواستند حضرت سجاد (علیه السلام)  را شهید نمایند، آن حضرت مانع شدند و چنان شجاعت به خرج داده تا حضرت رانجات دادند. 


دوم: وقتی که در مجلس ابن زیاد، پس از احتجاج حضرت سجاد(علیه السلام) با ابن زیاد، امر به شهادت آن حضرت نموده ، حضرت زینب(س) دست در گردن فرزند برادر انداخت، هر قدر خواستند او را جدا کنند نتوانستند؛ فرمود: تا من زنده ام نخواهم گذاشت او را بکشید.


سوم: در شام؛ باز اراده قتل حضرت سجاد (علیه السلام)  نمودند، او را به شجاعت خود نجات داد.
 

حضرت زینب (سلام الله علیها) تنها بانوی صبور

در کجای تاریخ چنین زنی پیدا می شود که آن همه مصیبت و رنج را تحمل کند و نامش ام المصائب شود، ولی کوچکترین عکس العمل منفی نشان ندهد و همچنان بر ایمان، شجاعت و پرهیزکاری خود استوار و پا برجا بماند که تمام صاحبان خرد، مات و مبهوت، انگشت حیرت به دهان بگیرند و با صدایی بلند بگویند: الله اکبر، الله اکبر از این صبر، از این بردباری، از این تحمل بر مصیبت های طاقت فرسا و از این شجاعت ها و دلاوری ها در میان سیل تاخت و تازها و اقیانوس های دشمن؛

تاریخ کجا چنین بانویی را به یاد دارد که با آن صبر و استقامتش مصیبت و بلا را به زانو در آورد و در حقیقت، بندگی معبود را به اوج ظهور در آورد .


آیا در تاریخ عالم زنی را سراغ دارید که پس از آن همه فاجعه ها و مصیبت ها و داغ های فراوان دیدن، هنگامی که به دست دشمن پلیدخون خوار در کوفه به اسارت کشیده شود، همچون کوه استوار بر جا بماند و هیچ ضعفی از خود نشان ندهد و تماشاچیان کوفه را با سخنان حماسی اش نهیب زند و آنها را خوار و ذلیل نماید و همه را شرمنده و سرافکنده بگرداند ؟
 


چه درسی بزرگتر از صبر که انسان را به قرب الهی می برد و چه کسی بزرگتر از زینب (س) برای اسوه شدن در این عرصه ؟

علم و دانش حضرت زینب (س)

از نظر عقل و دین، علم و دانش از بهترین سجایای بشری و ارزشمندترین صفات انسانی است، و این انسان نشات یافته از خاک، ارزشی پیدا نمی کند مگر به داشتن علم و دانش، و تا انسان فاقد علم و دانش باشد ارزشی ندارد.

قرآن کریم می فرماید : «هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» 

یعنی آیا کسانی که عالم هستند با کسانی که جاهل هستند برابرند؟ 


و حضرت زینب (س) حامل علم و دانش بود که با نیروی الهام، در وجودش نقش بسته بود

علم آن علیا مخدّره مانند علم سایر صنوف بشری نیست و از باب علم امامت سیراب گشته و ازسنخ معلومات ما نیست بلکه بوسیله الهامات غیبیّه و افاضات نبویّه و تعلیمات علویه ( که معلمین مادی جهان را بدان راهی نیست) علم و دانش را فرا گرفته و با نیروی ایمان بوده که توانسته از منبع علم غیبی سرچشمه بگیرد و از تهذیب نفس جدّ و پدر و دو برادر والا گوهر خود ، علم و تربیت فراگیرد و این نیرو غیر از قلب سلیم و مخلَص برای خدا، در قلب دیگری جای نگیرد

 

پنجم جمادى الاولى

سالروز میلاد با سعادت پیامبر نهضت عاشورا

بر شما و همه دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع)

مبــــــــارک.


[ سه شنبه 93/12/5 ] [ 12:50 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم


ایران ، قبل و بعد از انقلاب اسلامی


شراب خوردن شاه با کارتر رئیس جمهور امریکا

بنا نداشتم در عرصه سیاست چیزی بنویسم ولی از آنجایی که بعضی از حرف ها که ناشی از عدم اطلاع کافی از گذشته است و تا حدی بوی هنجار شکنی و به قول امروزی ها اپوزیسیونی می دهد به ناچار و از روی دوستی و دلسوزی ، این مطالب را برای شما عزیزان نسل امروز و جوانان این مرز و بوم می نویسم!

من وقتی می بینم برخی با نگاه منفی ، عصر حکومت شاهنشاهی را با عصر انقلاب اسلامی و با نظام جمهوری اسلامی مقایسه می کنند؛ و برخی دیگر بدون اطلاع از دشمنی های گذشته آمریکا با ملت بزرگ ایران ، با مقایسه ای بسیــار سطحی و عوامـــانه یا عـــوام فریبــانــــه ! دم از سازش و دوستی با این شیطان بزرگ و دشمن شماره یک ملت های مستضعف می زنند ، بسیار متاسف می شوم !

 با خود می گویم فاصله 35 سال بین آن نسل انقلابی و مبارز (مبـارزان و شهیـدان انقلاب اسلامی) و این نسل رفاه طلب و کم تحرّک (خودم را می گویم) اینقدر فاصله ایجاد شده ! آن یکی برای مبارزه با نظام شاهنشاهی و برقراری حکومت اسلامی ، جـــان می دهد ، و این یکی همه چیــــز و همه کارهای انجام شده توسط این انقلاب را زیر سئـــوال می برد ! و گویا اصلاً به فکر منافع ملی کشور هم نیست !

البته واضح است که این سخنان را از خود نمی گویند ! بلکه از سایت های اپوزیسیون طرد شده از طرف مردم ، و گروه های خوارجِ خارج نشینِ مزدورِ اجانب تغذیه فکری می شوند، و این کار برای بنده و امثال بنده که برای پیروزی این انقـــلاب ، زحمت کشیده ، شلاق خورده ، شهیــد و مجــروح و جانبــاز داده ایم خیلی دشوار است.

از معصومین (ع) نقل شده که کسی که به عمل گروهی یا قومی راضی باشد او نیز جزو آن قوم یا گروه محسوب میشود (مَن رَضِیَ بِفِعلِ قَومٍ فَهُوَ مِنهُم)

راستی شما که زمان شاه نبودید و ندیدید که ما چه کشیده ایم و چگونه زندگی می کردیم ، ندیده اید که پدرانتان پیــاده یا حداکثر با یک دوچرخه به محل کارشان می رفتند ، ولی امروزه اکثر نوه های شان سواری های آن چنانی دارند! بقدری خودرو زیاد شده که خیابان ها کشش ترافیک آن را ندارند و شب ها در کوچه ها جای پارک و توقف ماشین کم است ! اینها غیر از ماشین هایی است که در خانه های بزرگ و کوچک و متوسط پارک می شوند! در بعضی از خانه ها به تعداد ساکنانش خودرو دارند که جا برای پارک آن کم دارند !

آن زمان مردم برای تهیه یک وعده غذای خود با مشکل جدی مواجه بودند ، ولی حالا یخچال ها و فریزرها پر از گوشت و مرغ و ... است !!!

آن زمان در کـــدام روستـــا برق و یخچال و تلویزیون و موبایل و ماهواره و اینترنت و ..... وجود داشت؟ بیشتر روستاها مدرسه و حتی راه ارتباطی به شهر هم نداشتند! نه تنها روستاها بلکه بعضی شهرها هم از امکانات رفاهی امروزی محروم بودند!

البته منکر این نیستم که جهان در حال توسعه و پیشرفت است و ما هم در همین قافله توسعه و پیشرفت جهانی هستیم ، ولی فرزندانم؛ شماها نبودید تا ببینید ساواک با مردم چه می کرد ! ولی من و امثال من که در جریان امور بوده ، برخی مسائل را می دیدیم ، و درک می کردیم که شلاق ساواک با پشت ملت چه  می کرد ! شما شکنجه های قرون وسطایی مأمورین ویژه و آموزش دیده در آمریکا و اسرائیل ساواک را ندیده اید و اگر هم شنیده اید درست نشنیده اید و لذا نمی توانید درک کنید که مبارزین انقلاب و مردم حق طلب چه کشیده اند ! وگرنه امروز این حرف های عوام فریبانه خوارجِ زمان را باور نمی کردید !

اختناق به حدی بود که هنگام محاصره خانه ای توسط مامورین ساواک ، حتی اقوام و بستگان نزدیک هم جرات نمی کردند احوالی از آن خانواده بپرسند!!! باور می کنید ؟ شاید برایتان قابل تصوّر هم نباشد !

در عوض آمریکائیها و حتی سگهای آنها در ایران مصونیت داشتند و مشاورینِ نظامیِ آمریکاییِ ارتشِ شاه ، علاوه بر حقوق و مزایا و فوق العاده های کلان ، مزایای دیگری تحت عنوان حق توحّش از دولت ایران می گرفتند !!! می دانید یعنی چه ؟ یعنی ما را وحشی حساب میکردند!!!

ولی امروزه هواپیمای رادارگریز فوق مدرن آن ها به غنیمت نیروهای مقتدر و دانشمند ایرانی درآمده ! و فراتر از آن ، ایران خود به ساخت پهپاد ها و فضا پیما ها و فرستادن موجود زنده به فضـــــا پرداخته است !

در همین چنــــد سال گذشته که تحریم ها شدت گرفته بود ، و ما برای امور طبی و صنعتی خود به اورانیوم پنج درصد (5%) نیاز داشتیم ، آنها به ما ندادند ! ولی اینک به فضل پروردگار و تلاش و همت دانشمندان و کارشناسان هسته ای کشورمان نزدیک به 200 کیلو گرم اورانیوم غنی شده بیست درصد (20%) موجود داریم ؛ که متاسفانه طبق توفق ژنو مجبور به اکسید کردن و رقیق نمودن آن ها شده ایم !!

آری ؛  ما این انقلاب را ارزان بدست نیاورده ایم که ارزان از دست بدهیم! ما برای این که ایران گوهری تابان شود ، خون دل ها خورده ایم ما برای این که ایــران خانه خوبان شود ، رنج دوران برده ایم ما این انقلاب را به بهای رنج های طاقت فرسایی که کشیده ایم ، و خون دل هایی که خورده ایم و محرومیت ها و شلاق هایی که تحمل کرده ایم و شکنجه هایی که دیده ایم و خون های عزیزانمان که اهداء کرده ایم ، به دست آورده ایم، پس نمی توانیم و نباید در حفظ و حراست آن سستی و کوتاهی نمائیم و مبادا غفلت کنیم که دشمن همیشه در حال توطئه و در کمین است !!!

این ها که گفتیم تنها مختصری از مقایسه اقتصادی و اجتماعی دوران پیش و پس از انقلاب اسلامی بود ،

اما آن چه که مهم تر است مسائل سیاسی و عقیدتی است !

از نظر سیاسی :

آن زمان آمریکا و استکبار جهانی برای ما شـــاه تعیین می کردند !

[ از سخنان شاه است ( در کتاب مأموریت برای وطنم ) که پس از کنفرانس تهران [ که با حضور سران آمریکا و شوروی سابق و انگلستان برای تعیین تکلیف شاه ایران در تهران تشکیل شده بود ] گفته است :

« آنها تصمیم گرفتند تا ما شاه ایران باشیم » !

بعلاوه وزرا و وکلا نیز باید با تأیید آمریکا مشخص و منصوب می شدند !

این نمائی از اصل سیاست حاکم بر ایران بود !

و اما اینک ملت خود رئیس جمهورش را انتخاب می کند ،

خودش نمایندگان مجلس را انتخاب می کند ،

خودش اعضاء شورای شهر را برای اداره امور شهری انتخاب می کند ،

اینک رأی یک روستائی بی سواد یا کم سواد با رأی بالاترین مقام کشور از نظر کمّیت یک اندازه ارزش دارد !  

امروز مردم ما با استقلال و با عزت زندگی می کنند و هیچ بیگانه ای نمی تواند به مردم زورگویی کند ،

و زیر بار ظلم و ستم و استبداد و استعمار چپاولگران و جهانخواران بین المللی نمی رود .

و امّا از نظر عقیدتی :

در آن زمان هم دین بود ، قرآن بود ، اسلام بود ، حتی شاه قرآن چاپ کرده بود !

ولی همه اینها که رنگ و بوی دین داشت سطحی و پوسته ای از دین بود !

همانند اسلام امروز حکام غاصب کشورهای اسلامی !

همسر شاه و زنان و دختران همه ی وزراء و وکلاء بی حجاب  و نیم برهنه بودند !

کل کشور به سوی برهنگی می رفت !

ظاهراً حجاب داشتن مانعی نداشت ولی بی حجابی در مدارس و دبیرستانها و دانشگاهها اجباری بود !

تظاهر و تمسک به دین صرفاً مصرف استعماری داشت !

قرآن خواندن و نماز و تفسیر تا جایی آزاد بود که ضرر و زیانی برای دستگاه حکومت و منافع آمریکا و اسرائیل نداشته باشد !

ساواک به روحانیون امر می کرد در منابر و سخنرانی هایشان از چند چیز صحبت نکنند :

اسرائیل ، آمریکا ، نفت ، بی حجابی و ...

در عوض مشروب فروشی ها و کاباره ها و قمارخانه ها تشویق و ترویج می شدند و آزادنه به فعالیت می پرداختند !

علماء و فضلاء به تمسخر گرفته می شدند ! مؤمنین و نمازخوان ها به تمسخر گرفته می شدند !

نگارنده در خدمت سربازی ام خاطره ای از نماز خواندن دارم که بد نیست در اینجا بیاورم تا بدانید نمازخواندن در آن شرایط چقدر دشوار بود !

دوره ی آموزشی در پادگان لشکرک تهران بودم ، گردانی که ما در آن بودیم سیصد نفره بود !  

در آن سیصد نفر فقط بنده و یک جوان تهرانی نمازخوان بودیم آن هم با دو شرط !  

اول این که نظافت شوفاژخانه و سرویسها را که کاری سخت بود باید دو نفری انجام می دادیم !

دوم زمان نمازخواندن ما باید بسیار کوتاه باشد یا خارج از آسایشگاه [ که بسیار سرد بود ] و دور از چشم سایر سربازان باشد ،

و ما برای این که بتوانیم نمازمان را به موقع بخوانیم هر دو شرط را پذیرفتیم !

[ گاهی برای نشان دادن اهمیت نماز ، در آسایشگاه و جلو چشم سایرین نماز می خواندیم ! و گاهی هم برای تمرکز بیشتر و ادای مطلوب این وظیفه ، خارج از آسایشگاه و در فضای باز و سرد نماز می خواندیم ]

( نام آن دوست آقای مجید ضیائی و بچه ی نارمک تهران بود ، دیگر ندیدمش ، یادش بخیر ، اگر کسی ایشان را می شناسد آدرس بدهد ممنون خواهم شد )

این هم نمائی کوچک از رنگ و بوی مذهب قبل از انقلاب اسلامی در این مملکت !


[ شنبه 93/12/2 ] [ 10:28 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

* **موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 38
بازدید دیروز: 73
کل بازدیدها: 191998
*