سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

چشمـــه ســـار رحمــت
 

میلاد مسعود ختم رسل ، شفاعت کننده ی سرِ پل ،

همه خارند و او گل ، همه جزء اند و کلّ ،

عصاره ی خلقت و ختم نبوت ، حضرت ختمی مرتبت ،

محمّد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم

بر همه ی مسلمانان مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اَللّهُمَّصَلِّعَلیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلفَرَجَهُم


[ شنبه 92/10/28 ] [ 8:52 صبح ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

میلاد مسعود ختم رسل ، شفاعت کننده ی سرِ پل ،

همه خارند و او گل ، همه جزء اند و کلّ ،

عصاره ی خلقت و ختم نبوت ، حضرت ختمی مرتبت ،

محمّد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم

بر همه ی مسلمانان مبارک

 

 

میلاد سراسر نور و رحمت و برکت

ششمین پیشوای هدایت

و هشتمین خورشید عصمت و طهارت ،

حضرت امام جعفر ابن محمد الصادق علیه السلام

بر همه ی دوستان و شیعیان آن حضرت مبارک


[ شنبه 92/10/28 ] [ 8:45 صبح ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم 

اسـلام و ناسیونـالیسـم

 

     ناسیونالیسم به زبان ساده همان ملی گرایی است که متاسفانه در هرزمان عناصر  فرصت طلب از این واژه برای تحریک احساسات مردم و رسیدن به اهداف خود بهره  برداری های سوء نموده و می نمایند ، مسئله این محله و آن محله ، این شهر و  آن شهر ، این استان و آن استان ، و جنگها و مخاصماتی که در این رابطه در طول تاریخ بوده و هست ، همیشه مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد نموده است.

در صدر اسلام نیز هنگام ورود پیامبر عظیم الشأن ( ص ) به یثرب که بعداً مدینة النبی خوانده شد دو قبیله بزرگ اوس و خزرج وجود داشت که برای مسائل جزئی و برخی تفاخرات قبیله ای با هم در حال نزاع بودند ، آنها در اعلام تفاخرات خود حتی مردگان را به حساب می آوردند (حَتّی زُرتُمُ المَقابِر)

البته امروزه نیز مشاهده میشود که بر روی سنگ قبرها ( سنگهای گران قیمت ) عناوین شغلی و اجتماعی و حتی پسوندهای فامیلی نوشته میشود ( که البته همه اینها برای شناختن میت است وگرنه کاربرد دیگری ندارد )

با ورود اسلام به مدینه بر روی تمام تفاخرات و ملیت گرایی ها خط بطلان کشیده شد و شعار اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقیکُم قرآن بر جامعه حکم فرما شد و چنانچه کسی خواسته یا ناخواسته از عادات منسوخ قبیلگی خود یاد می کرد پیامبر(ص) شدیداً او را از این امور برحذر میداشتند.

اسلام حتی به حل مسائل داخل منطقه حجاز نیز اکتفا نکرد و سایر ملل دنیا را به یکتا پرستی دعوت نمود ، پیامبر(ص) نامه هایی به سران کشور های مطرح آن زمان از جمله ایران و روم نوشتند و آنها را به اسلام دعوت کردند.

امام خمینی (قدس سره ) بنیانگزار جمهوری اسلامی و رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران نیز در اوائل پیروزی انقلاب که برخی مدعیان ناسیونالیستی و ملی گرایی در صدد تحریک احساسات مردم برآمده بودند و قصد نفوذ در ارکان مملکت و متزلزل نمودن جمهوری اسلامی داشتند ، به شدت با ملی گراها مقابله نموده همه آنها را نفی و فعالیت سیاسی آنها را متوقف و فرمودند ( قریب به این مضمون) سیلی ای که ملت ما از این ملی گراها خورده از هیچ کس نخورده است ! و حقیقتاً هم همین بود .

در رژیم طاغوتی گذشته افرادی که جیره خوار و غلام حلقه به گوش اجانب بودند به دستور اجانب برای فریب مردم اقدام به ایجاد حزب ها ، جبهه ها ، نهضت ها و جناح های ملی گرایی کرده بودند ( رستاخیز ، پان ایرانیسم و امثالهم ) ولی ملت بزرگ ایران که با راهنمایی های امام راحل عظیم الشأن از خواب غفلت بیدار شده بودند به همه این ملی گراها ( نــه )  گفتند و جمهوری اسلامی را آگاهانه برگزیدند.

 

درپایان این مطلب را یادآوری می نماید که اختلاف زبان و ملیت و رنگ پوست و .... صرفاً برای شناخت است و در اسلام فقط تقوی محور اصلی فضیلت و برتری است و امام علی (ع) فرموده اند : شَرَفُ المَرء بِالعِلمِ وَالاَدب لا بِالاصل وَالنسَب ( بزرگی مرد به دانش و فرهنگ اوست نه به ملیت و نسب او )

همچنین اگر دقت کرده باشید در هنگام دفن میت که تلقین را برای میت می خوانند او را با نام کوچک و نام پدرش صدا می زنند نه با پسوند نام شهر یا روستا و نه با القابی نظیر نام خانوادگی ، لقب ، نام مستعار ، عناوین شغلی و تحصیلی چون دکتر ،مهندس ، وزیر ، وکیل و ...

البته در عالم برزخ و قیامت نیز همین روش خواهد بود و هیچ کس را با عناوین دنیوی نمی خوانند.

امید است با ظهور موفور السرور امام منتظَر ، میوه دل زهرا (س)

و سرچشمه همه فضیلت ها و کرامت ها  ،


حجت ابن الحسن المهدی

عجل الله تعالی فرجه الشریف

و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه

 

و تشکیل حکومت واحد جهانی ، همه این نابسامانیها و تفاخرات ملی گرایانه (  

عرب و غیر عرب ، این شهر و آن شهر .... ) اصلاح ،

و همه مردم دنیا از هر رنگ و نژاد به سعادت واقعی نایل گردند.

ان شاء الله

 

ای مونس دیـده با ضمیـرم یـاری 

 

 انـدر دل مـن نشستـه بیــداری
 

گر با دگـری قـرار گیرد دل مــن  

 

  از جان خودش مبـاد برخـورداری

 

 

همه مشکلات و گرفتاری های ما


ناشی از غیبت طولانی مولایمــــــان


محبــوب دل هـا و منجی انســان هـا

 

قائـم آل محمّـد (ص)

  

حضرت امــام مهــدی (عج) است 

 

پس برای تعجیـل در فـرج مبارکشان دعا کنیم

 


کارت پستال درخواستی طراحان


[ یکشنبه 92/10/15 ] [ 7:37 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم

معـرفی یک کتـاب ارزشمنـد

 

تفسیـــرادبی عـرفانی قـرآن کـریـم



اولین و قــدیـمی ترین تفسیـــرادبی عـرفانی قـرآن کـریـم را خواجه عبدالله انصاری

باعـنـوان کَشـفُ الاَسـرار و عُـدَّةُ الاَبـرار با روش خاص خود نگاشته که با گذشت

قریب یکهـزارسال هـنـوز کسی ماننـد آنـرا به رشتــه تحـریــر در نیـاورده

و در دنیــای اســـلام بی نظیر مانده است هـمان گونه که خود قرآن

در جهان بی نظیر بوده و بی نظیــرخـواهــد ماند. 

 

 

خواجه عبدالله انصــاری کیست ؟

       عالم و عارف فـرزانه شیخ الاسلام خـواجـه عـبـدالله انصـاری فــرزند ابو منصور

محمد انصاری ششمین نسل از ابو ایوب انصاری صحابی رسول الله (ص)

در سال 396 هـ ق در هـرات متولد و درسال 481 هـ ق در همان محـل رحلـت کــرد . 

 

      او معاصر خواجه نظام الملک، حسن صباح و شیخ ابوسعیدابوالـخیـر بوده

و در زمان حکومت سلجـوقیــان ( آلـب ارســـلان) می زیسته است.

 

خــواجه در زبان فارسی روش و سیره خاصی داشته و تا امروز نه تنها بهتر از او

بلکـه همـانند او هم کسی درفصاحت و بلاغت به فــارسی سخن نگفته است.

 

مناجات هـای خــواجه که به زبان شیرین فارسی و با سلیقه و روش خاص او بیان شده،

اگر با دقـت و حضـور ذهـن خوانده شود، حقیقتاً انسان را به مقام قـرب الهی نزدیک

و موجب آرامش خاصی در انسان میگردد، گـوئی کــه انسـان بی واسطه

در مقابل پروردگار خود نشسته و راز و نیاز می کند.


 نمونه ای ازمناجاتهای خواجه : 

 

1 ـ  الــهی؛ عبـدالله را از سه آفت نگاه دار:

از وسوسه های شیطانی،

از خواهش های نفسانی،

از غــــرور و نـادانــــــی. 

 

2 ـ الهــــی؛ عـبـدالله را از فیض خود دِه  شرابی

تا پیش نیایـد از عـقـل حجـابی.  

 

3 ـ  الهـی؛ اگرکاسنی تلخ است از بوستان است،

و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است!  

 

4 ـ  الهـــی؛ کاشکی عـبــدالله خـاک بـــودی

تا نامش از دفتر وجود پاک بــودی.

 

5 ـ الهـــی؛ روزگـاری تـو را می جستم خود را می یافتم

اکنون که خـود را می جویم تــو را یافـتـــم.

 

6 ـ الهــی؛ اگر مستــم و اگر دیوانه ام از مقـیـمــان این آستـــانــه ام، 

 آشنـــائی با خـود دِه کــه با کائنـــات بیگانـــه ام.

 

7 ـ الهـــی؛ قبله عارفان خورشیدِ روی تـو است

و محـراب جـانها طاق ابـــروی تو است

و مسجـد اقصــای دلهــا حــریـــم کـــوی تــو است


نظری بسوی ما کن که نظر ما بسوی تـــو است.


 

در سال 530 هـ ق یکی از مریدان و معـتقـدان او بنام  

امام رشیدالدین فضل الله احمــد ابن محمـــود میبــــدی

با نقل اخبار و اشعـار مناسب و حکم و امثال به شرح و بسط آن پرداخته

و درسالهای اخیر دانشمند محترم جناب آقای علی اصغرحکمت

با تهیه مقدمه ای آنرا در ده جـلــد کتاب مفصل تنظیم

و توسط دانشگاه تهـــران به چاپ رسیده است.

از سال 1344 تا سال 1349 هـ ش دانشمند محترم جناب آقای حبیب الله آموزگار

بمنظور سهـولت در استفاده از این کتاب ده جلدی آن را در دو جلد خلاصه

و با عنوان تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید تألیف نموده است.

 

مطالعه این اثر ارزشمند و شیرین و جذاب ،

به همــه علاقمنــــدان به فهــم قـــرآن

و دوستـــداران تفسیــــر ادبی عرفانی توصیه می شود.


نمایی از آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در شهر هــرات


[ شنبه 92/10/7 ] [ 6:21 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم


اربعیـن ثـارالله



هیچ کس جـــــــز

 

اباعبـــــدالله الحسیـــــــــن


و امیــرالمؤمنین علـی علیهــم الســلام

 

خــــــــــــون خـــــــــــــــدا  

 

نامیــــــده نشــده اند !


 

 


با شنیدن کلمه ی عاشورا بلافاصله کلمات دیگری در ذهن انسان نقش می بندد ، کلماتی مانند : کربلا ، شهادت ،

خون ، شمشیر ، آزادگی ، شهامت ، شرافت ، آب ، تشنگی ، فرات ، علقمه ، کودکان ، خیمه گاه ، قتلگاه ،

تل زینبیه ، زینب ، عباس ، علی اکبر ، علی اصغر ، قاسم ، ... و حسیــــــــن علیهم السلام ،


از طرفی کلمات : بی کسی و اسارت ، شمــر و یـزیـــد و فریب و نیرنگ و دزدی و قتل و غارت ،

شقاوت و قساوت و دنائت ،

 



البته واژه های شهادت و خون بیشتر می درخشد ، چرا که بعد از واقعه ی کربلا نیز همیشه

جریان داشته و مسلمانان آزاده همیشه با آن مواجه بوده اند.


بعد از واقعه خونین کربلا ، گوئی جهان اسلام را خون گرفته بود ،

مسلمانان با دیدن هر شیء سرخی به یاد خون می افتادند ،  

خونی که به ناحق در نهایت شقاوت و قساوت ریخته شد !


 

 

گویند روزی که سر مطهر اباعبدالله الحسین علیه السلام را به کوفه نزد عبیدالله ابن زیاد ابن ابیه آوردند

همین که عبیدالله ملعون رأس پاک و مطهر اباعبدالله علیه السلام را برداشت تا از نزدیک نظاره کند ،  

قطره ای از خون پاک و مطهر از سر مبارک آقا چکید و بر ران کثیف عبیدالله ملعون افتاد ،

آن قطره خون از لباس عبیدالله عبور و به پوست بدن ناپاکش رسید ، پوست و گوشت را سوراخ کرد

و به استخوان رسید ! آن موضع به شدت درد گرفت و گوشت ران عفونت کرد

و تا زنده بود از آن عفونت و درد شدید آن در عذاب بود تا به درک نیران واصل شد .

 

این در حالی است که خداوند تبارک و تعالی تربت پاک و مطهر اباعبدالله الحسین علیه السلام

برای آلام و دردهای مؤمنین موجب شفا و رحمت و آرامش قرار داده است.



در  روایات و کتب اهل شیعه و سنی آمده است که بعد از شهادت سالار شهیدان کربلا ،

 اتفاقات باور نکردنی ای رخ داده که در نوع خود از معجزات شهــــادت امام حسین(ع)  محسوب می شود.

 

هر سال روز عاشورا تربت ثارالله رنگ خون می گیرد !


معتبرترین کتاب ها، احادیث و روایات و معجزاتی را از سالار شهیدان کربلا  منعکس کرده اند

تا حجت بر آنانی که راه انکار را بر واقعه کربلا پیش گرفته اند به یقین تاریخی ترین حادثه عالم خلقت پی ببرند.  

معجزاتی که حتی در کتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.


کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود 

ســـلام بر چشــم هایی که  

جـــز زیبــــایی نـدیــــد



 

 

هنگامی که عبیدالله ابن زیاد ، خود را در اوج پیروزی می دید با نخوت و غرور جاهلانه اش

خطاب به زینب کبری (س) دختر امیـــــــرالمؤمنیـــــــن (ع) گفت :

دیدی خدا شمـــــــــا را خـــــــوار و مــــــا را پیــــــروز گردانید ...

و زینب سلام الله علیها در کمال شهامت فرمود :


وَ ما رَأیتُ اِلاّ جَمِیلاً

 

ما جز زیبایی چیزی ندیدیم !

 

 

  

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

 

 کسی به علامه امینی گفت شیعه چه خبرش است که در کربلا چنین عزاداری می کند؟

علامه جواب بسیار قشنگی به او داد ، گفت: ما در واقعه غدیر سر و صدا نکردیم ( تبلیغ نکردیم )

شما آن را تحریف کردید و گفتید « من کنت مولاء فهذا علی مولا » یعنی هرکس دوست من است

دوست علی هم باشد آیا آن همه افرادی که پیامبر(ص) جمع کرد و یک ساعت و نیم برایشان خطبه خواند

فقط برای گفتن همین جمله بود. این که دیگر این همه مقدمه و جمع کردن 120 هزار نفر نمی خواست 

 

 

 

گر چشم روزگار بر او فاش می گریست


خـــون می گذشت از سر ایوان کـــربــلا

 

 


[ دوشنبه 92/10/2 ] [ 11:54 صبح ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

* **موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 37
بازدید دیروز: 129
کل بازدیدها: 168998
*