سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

چشمـــه ســـار رحمــت
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم


داستـان آموزنده ی  

 

مبـارزه با استکبـار جنـگلی (3)

نتیجه تصویری برای مبـارزه با استکبـار جنـگلی

قسمت اول ـ جنگل و ساکنانش :

قسمت دوم ـ آغاز مبارزه :

قسمت سوم ـ مبارزه شروع میشود :

قسمت چهارم ـ آغاز قیـــام :

قسمت پنجم ـ بروز اختلاف بین سران علفخواران :

قسمت ششم ـ بازداشت فیل بزرگ و قیام عمومی :

قسمت هفتم ـ پیروزی فیل ها و برگشت زرافه ها :

قسمت هشتم ـ روی کار آمدن زرافه ها و مذاکره با دشمن :

قسمت نهم ـ مقاومت فیل ها و مخالفت با مذاکره :

قسمت دهم ـ طرح مشترک بُـــرد بُــــرد ! ( طمبب )  :

قسمت یازدهم ـ خواست و مطالبه ی عمومی :

قسمت دوازدهم ـ دو قطبی سازی جامعه :

تصویر مرتبط

قسمت پنجم ـ بروز اختلاف بین سران علفخواران :

زرافه از فیل جدا شد و پیروان تفکر خود را به دوری از مواضع افراطی فیل دعوت کرد ! و از آن روز علفخواران به دو گروه تقسیم شدند : گروه فیل ها و گروه زرافه ها  .

هرچه مواضع فیل ها سخت تر میشد مواضع زرافه ها بسوی گوشت خواران نزدیکتر می گشت ! تا جائیکه بسیاری از آنان برای مصون ماندن از عواقب تند گروه فیلها و دوری از جدال های سیاسی شان به تدریج منطه را ترک و بسوی سرزمینهای گوشتخواران می رفتند و بعضا آنجا مقیم میشدند .

قسمت ششم ـ بازداشت فیل بزرگ و قیام عمومی :

شاه برای ریشه کن کردن نطفه قیام علفخواران دستور داد پس از عادی شدن اوضاع ، فیل بزرگ را شبانه دستگیر و مستقیما او را به منطقه ی مجاور که تحت سلطه سلطانکی دیگر بود تبعید نمایند .

گروه فیلها با از دست دادن بزرگشان ضربه ی سختی خوردند ولی دست از مبارزه برنداشتند ...

گروه زرافه ها کاملا به تدریج با دشمن هماهنگ شدند و برای ضربه زدن به فیلها به دشمن گرا میدادند .

تصویر مرتبط

 

قسمت هفتم ـ پیروزی فیل ها و برگشت زرافه ها :

بالاخره گروه فیلها آنقدر مبارزه کردند تا موفق شدند عموم حیوانات جنگل را با خود همراه و همصدا کنند و شاه دست نشانده را از منطقه برانند .... و زمام امور منطقه خود را خود بدست گیرند ....

گوشتخواران که منافع خود را بکلی از دست رفته دیدند تصمیم گرفتند علفخواران را در مضیقه  و تنگنا قرار دهند !

برای این منظور مسیر رودخانه ای که آب به منطقه ی علفخواران می داد را مسدود و آب را بسمت دیگری هدایت کردند !

بعلاوه به همه مناطق تحت فرمان خود و شاه ها و فرمانرواهای محلی مناطق دستور دادند تا از هرگونه ارتباط با علفخوران منطقه زیبا خودداری و آنان را بشدت تحریم نمایند !

گروه زرافه ها که بدنبال مقام و جایگاهی بودند با پیروزی فیلها ، یکباره به منطقه برگشتند و با یک برنامه ریزی دقیق به سرعت درون ارکان حکومت فیلان نفوذ کرده ، با زبانهای چرب و نرم و وعده وعیدهای دروغین و بعضا غیر ممکن در مورد رفع تحریم ها و بازگرداندان آب رودخانه ، اکثریت جمعیت حیوانات جنگل را با خود همراه کردند .

آنان با عناوین فریبنده ی تمدن و آزادی و فضای باز سیاسی و رفاه عمومی ناشی از رفع تحریم ها و برگرداندن آب رودخانه و سر سبز شدن مجدد منطقه و فراوانی آذوقه و علوفه ، دل و رای حیوانات جنگل را ربودند و بسرغت با رای آنان زمام امور منطقه جنگلی را بدست گرفتند .... و متاسفانه هزچه گروه فیلان تلاش کردند تا حیوانات را ارشاد و از نقشه فریبنده ی زرافه ها آشنا کنند موفق نشدند ....

نتیجه تصویری برای حیوانات

 

قسمت هشتم ـ روی کار آمدن زرافه ها و مذاکره با دشمن :

گروه زرافه ها که اینک در راس قدرت منطقه قرار گرفته اند تصمیم گرفته اند نقشه های طراحی شده گوشت خواران و شیر بزرگ که او را کدخدای جنگل نامیده اند عملی کنند ! برای این کار اعلام کردند که برای رفع تحریمهای گوشت خواران و بازگرداندن آب به رودخانه ، باید با آنان مذاکره کرد !

گروه فیلها که تقریبا نیمی از جمعیت قلمرو را تشکیل می دادند و از قدرت و نفوذ خوبی برخوردار بودند با تصمیم زرافه ها مبنی بر مذاکره با دشمن مخالف بودند ، ولی گروه زرافه های نیرنگ باز در بین اهالی جنگل چنین القاء نمودند که حل تمامی مشکلات جنگل با مذاکره است . جمعیت غافل نیز به حرفهای فریبنده ی زرافه ها دل بستند و در خیال حل مشکلاتشان از تصمیم زرافه ها مینی بر مذاکره با دشمن و رفع تحریمها و بدست آوردن آب و سر سبزی و رفاه بیشتر بودند و گروه فیلان را به باد انتقاد و توهین و تمسخر گرفتند !!!

آنان گروه دلسوز فیل ها را با انواع توهین ها و تمسخر ها می آزردند ....

نتیجه تصویری برای حیوانات

این داستان ادامه دارد ....


[ دوشنبه 96/6/13 ] [ 5:38 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]

بسم الله الرّحمن الرّحیم


داستـان آموزنده ی  

 

مبـارزه با استکبـار جنـگلی (2)

نتیجه تصویری برای مبـارزه با استکبـار جنـگلی

 

قسمت اول ـ جنگل و ساکنانش :

قسمت دوم ـ آغاز مبارزه :

قسمت سوم ـ مبارزه شروع میشود :

قسمت چهارم ـ آغاز قیـــام :

قسمت پنجم ـ بروز اختلاف بین سران علفخواران :

قسمت ششم ـ بازداشت فیل بزرگ و قیام عمومی :

قسمت هفتم ـ پیروزی فیل ها و برگشت زرافه ها :

قسمت هشتم ـ روی کار آمدن زرافه ها و مذاکره با دشمن :

قسمت نهم ـ مقاومت فیل ها و مخالفت با مذاکره :

قسمت دهم ـ طرح مشترک بُـــرد بُــــرد ! ( طمبب )  :

قسمت یازدهم ـ خواست و مطالبه ی عمومی :

قسمت دوازدهم ـ دو قطبی سازی جامعه :

تصویر مرتبط

 

 

قسمت سوم ـ مبارزه شروع میشود :

روز بعد که شیر وارد منطقه شد با چه تشریفاتی سرتاسر جنگل را طی میکرد و علخوران و برخی گوشتخواران منطقه در سرتاسر مسیر عبور شیر ایستاده و هنگام عبور از جلوشان شاخه های گل بسوی شیر پرتاب میکردند !!!

آن گروه کوچک علفخواران که در شب گذشته با هم متحد و هم قسم شده بودند هم در لابلای جمعیت موضع گرفته و شروع به پرتاب سنگ و تخم مرغ و گوجه بسوی شیر  نمودند ! شیر که اوضاع را خیلی آشفته و خطرناک دید همین که رسید جلو فیل دستور توقف داد . از مرکبش پیاده شد و به فیل گفت : سلطان جنگل کیه ؟ فیل که از عمل جوانان علفخوار به وجد آمده بود بدون اینکه پاسخی به شیر بدهد خرطوم بلند خود را به دور کمر شیر حلقه کرد و او را از زمین بلند کرده ، ده متر آن طرف تر پرتاب نمود !!!

با این اقدام فیل شجاع ، زرافه (که در نهان طرفدار خط فکری شیر و عواملش بود ) که دید اوضاع خیلی بد شد و الان است که بگیر و ببند علفخواران شروع میشود فورا پرید جلو و شیر خاک آلود شده را از زمین بلند کرد و از وی دلجویی نمود و کمک کرد تا شیر به مرکب خود سوار شود و برود !

شیر موقع رفتن هنگامی که مقابل فیل رسید نگاهی به فیل انداخت ،

همه گفتند الان است که شیر پیاده شود و به فیل حمله کند ، لذا همه آماده فرار شدند که دیدند شیر نگاهی به فیل کرد و با پوزخندی آهسته گفت : خوب تو که سلطان جنگل را نمی شناسی بگو نمی شناسم ! این که دیگه اینقدر ناراحتی  ندارد!!! فکر نکردی تمام استخوانهایم خرد شود ؟

فیل سکوت کرد و شیر با عصبانیت به راه خود ادامه داد .

همراهان شیر همه کنجکاو شدند که شیر به فیل چه گفت !

یکی از چاپلوسان و متملقان ملازم شیر جزأت به خود داد و از شیر پرسید : قربان به فیل بد بخت چه گفتید ؟ چرا او را نکشتید ؟ شیر با غرور گفت : بهش گفتم چون از رعایای ما هستی این دفعه را بخشیدمت  ولی وای بحالت اگر تکرار شود !!!

 

قسمت چهارم ـ آغاز قیـــام :

 

وقتی سلطان جنگل به اقامتگاه شاه منطقه رسید ضمن توبیخ شدید او گفت :

دیگه نبینم از این گستاخها در مملکت تو پیدا شوند !

این دفعه را نادیده میگیرم به شزط آن که فیل را بازداشت و زندانی و یا از این قلمرو دور سازی و یا بکشی ! تا باعث عبرت دیگران شود و همه بفهمند توهین به سلطان جنگل چه عواقبی دارد !!!

شاه قبول کرد و چند روز بعد دستور داد فیل بزرگ را دستگیر و به زندان بیفکنند !

ماموران آمدند و فیل بزرگ را بازداشت و به زندان منتقل نمودند !

با زندانی شدن فیل ، برخی علف خواران به تکاپو افتادند و ضمن تجمع در مقابل منزل شاه منطقه خواستار آزادی فیل بزرگ شدند .

شاه که دید اوضاع خیلی بد شد جهت خاموش کردن آتش قیام ، دستور داد فیل را آزاد کنند  .

با آزاد شدن فیل ، علفخواران راضی شدند و هرکدام سرگرم زندکی عادی خود شدند .

زرافه نیز شبانه به دیدن فیل رفت و از حرفها و کارهای او انتقاد کرد و گفت اگر قیامی بپا شده بود و کشت و کشتاری به راه می افتاد مسؤلیت همه خونهایی که ریخته میشد با جناب فیل بود .

فیل گفت دیگر زمان محافظه کاری و سکوت به سر آمده و باید علنا جلو این حنایتکاران ایستاد !!!

گفتگوی بین فیل و زرافه به درازا کشید و نتیجه ای جز بروز اختاف بیشتر بین علفخواران نداشت .

تصویر مرتبط

 

این داستان ادامه دارد....


[ پنج شنبه 96/6/9 ] [ 5:35 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

* **موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 37
بازدید دیروز: 129
کل بازدیدها: 168998
*