سفارش تبلیغ
صبا ویژن

چشمـــه ســـار رحمــت
 

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان از بدایت تا نهایت

گاهی انسان فکر می کند از کجا آمده و به کجا خواهد رفت ؟ سرانجام کارش چیست ؟ 

 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم 


که چـــــرا غافــــــــل از احJوال دل خویشتنم


ز کجــــا آمــــده ام ، آمدنـــم بهر چـــه بــــــود


به کجـــــــا می روم آخـــــر ننمـایـــی وطنـــم


مــرغ بــاغ ملکوتـــم نَیـَـــم از عالَــــــم خـــــاک


چنـــد روزی قفسی ساختــــه انـــد از بــدنـم


ای خوش آن روز که پـــرواز کنم تا بر دوست


به هــــوای سر کویش پــر و بــــالی بزنـــــــم


من به خود نامدم اینجـــــا که به خود باز روم


آن کــــــه آورد مـــرا بـــــــاز بَـــــرَد در وطنـــم


حکما و فلاسفه با هر بینشی ( اعم از مادی و ماوراء طبیعی ، توحیدی و غیر توحیدی ) هرکدام با بینش خاص خود به آفرینش انسان و سرانجام کار وی نگریسته و نظریاتی در این زمینه داده اند که هیچ کدام از آنها مورد بحث ما نیست ، ما مسلمانیم و عقیده ی ما همان است که قرآن و پیامبر (ص) و ائمه ی معصومین (صلوات الله و سلامه علیهم) فرموده اند .

در مورد آفرینش انسان و سرانجام وی نیز از مجموع آیات و روایات چنین برداشت می شود که انسان در مراحل مختلف و منزلگاه های متعدد زمان هایی توقف داشته تا سرانجام به منزل مقصود خواهد رسید .

از منظر این ایده و عقیده ، این توقف گاه ها و منازل و عوالم عبارتند از :

1 ـ عالَم روح :

احادیثی داریم مبنی بر اینکه روح قبل از بدن و در عالم ذر آفریده شده است .

و نیز احادیثی داریم که ارواح معصومین ـ علیهم السلام ـ قبل از خلقت آدم خلقشده اند .

احادیثی داریم که می گوید: روح 2 هزار سال قبل از بدن آفریده شده است.

دراین باره حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرمایند : « همانا خداوند ارواح را قبلاز اجساد به دو هزار سال آفرید. »[1]

اما در احادیث اشاره یا تصریح نشده است که ارواح در عالم  ذر آفریده شده اند.

دربارة خلق ارواح ائمه ـ علیهم السلام ـ نیز آمده است که پیامبر ـ صلی الله علیه و  آله ـ  فرمودند: « همانا اول چیزی که خداوند عز و جل آفرید ارواح ما بوده است ، پس ما را به توحید و ستایش او  گویا کرد. سپس ملائکه را آفرید.»[2] .

در حدیث دیگری امام باقر ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «اول چیزی که خداوند آفرید محمد ـ صلی الله علیه و  آله ـ  بود و ما را از نور عظمتش با او آفرید.»[3]

پس دیدیم که ما دو دسته حدیث داریم که ظاهر آنها این است که روح قبل از بدن آفریده شده است.

اما آیا واقعاً روح قبل از بدن آفریده می شود یا در بدن به وجود می آید؟

در این باره دو قول وجود دارد :

عده ای ظاهر این روایات را گرفته ومی گویند روح قبل از بدن به وجود آمده است و بعد که بدن شکل گرفت در آن قرار می گیرد.

از نظر این دسته از علماء روح یا بدون هیچگونه بدنی می باشد و تنها و مستقل است یا آن که در یک بدن مثالی قرار می گیرد[4] یعنی بدنی که خواص ماده را دارد مثل اندازه و شکل ولی ماده نیست بخلاف این بدن دنیایی که مادی است که هم ماده است و هم آثار و خواص ماده را دارد.

... بنابراین این احتمال این که روح قبل از تعلق به این بدن به بدن دیگری شبیه آن تعلق گرفته باشد منتفـــــــی است ، چرا که گفتیم بسیاری از علماء می گویند روح در بدن به وجود می آید نه قبل از آن ، طبق این نظریه قبل از این بدن دنیایی ، روحی نبوده است که سئوال پیش آید که آیا به بدن دیگری تعلق داشته یا نه .

اما عده ای که ظاهر روایات را قبول کرده اند و قایل شده اند روح قبل از بدن موجود بوده است ، آن ها می گویند روح قبل ازاین بدن دنیایی ما به بدن دیگری شبیه به این بدن تعلق نداشته بلکه یا روح تنها و مستقل بوده است یا به بدن مثــــالی یعنی بدنی غیر مادی تعلق داشته است.

[1] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، چاپ دوم، ج58، ص138.
[2] .
همان، ج54، ص58.
[3] .
همان، ج54، ص169.
[4] .
همان، ج58، ص144.

2 ـ عالَــــمِ ذَر :

و اذا خذا الله من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم ألست بربکم قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیامة إنا کنا عن هذا غافلین"

و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، ذریه ی آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم ؟ گفتند: چرا گواهی دادیم تا مبادا روز قیامت بگوئید که ما از این امر غافل بودیم.

( آیه 172 سوره مبارکه اعراف )

نظر برخی مفسران و محققان ، عالم ذر بر اساس این آیه چنین است که : خداوند بعد از خلقت حضرت آدم نطفه های موجود در صلب او را خارج ساخته و سپس نطفه های موجود در آنها را نیز خارج کرد و همینطور ادامه داد تا تمام بشر را به صورت ذرات بی شمار در آورد، سپس هر یک از این ذرات را حیات دنیوی، عقل و ادراک داد و پس از آن خود را به آنها معرفی کرد و آنها نیز بر ربوبیتش اقرار کردند البته برخی صادقانه و مطابق با باطنشان پاسخ دادند و عده ای نیز از روی نفاق اقرار کردند. بدین ترتیب همه به معرفت الهی آگاه شدند، پس از آن به شکل ذرات در صلب پدران خویش جای گرفتند در حالی که آن نوع حیات و زندگی را فراموش کردند تنها معرفت الهی را با خود به هنگام خلق مجدد همراه داشتند.

از امام باقر علیه‌السلام نقل‌شده که می‌فرمایند :

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَخْرَجَ ذُرِّیَّةَ آدَمَ ع مِنْ ظَهْرِهِ ... قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ انْظُرْ مَا ذَا تَرَی قَالَ فَنَظَرَ آدَمُ ع إِلَی ذُرِّیَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ قَدْ مَلَئُوا السَّمَاءَ قَالَ آدَمُ ع یَا رَبِّ مَا أَکْثَرَ ذُرِّیَّتِی. ...»

«آنگاه که خداوند، نژاد آدم را از پشتش بر آورد تا از آن‌ها پیمان گیرد ... به آدم فرمود: بنگر چه می‌بینی؟ آدم به نژاد خود نگاه کرد که مورچه وار فضای آسمان را پُر کردند. گفت: پروردگارا، وه چه بسیار است نژاد من. ...»

بنابر این ؛ خداوند تبارک و تعالی با آفریدن آدم (ع) ، همه ی نسل وی را به صورت ذرّه خلق کرد .

با این نگرش ، دومین منزل و عالَمی که انسان در آن قرار گرفته است عالَم ذَر نام دارد ، در این عالم ، انسان بصورت ذرّه ناچیزی بوده که اصلاً قابل ذکر نمی باشد ، و خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید سوره ی مبارکه ی دهـــر ( آیه 1) فرموده :

هَل اَتی عَلَی الاِنسانَ حِینٌ مِنَ الدَّهـرِ لَــم یَکُن شَیئاً مَـــذکُـــــوراً ،

آیا زمانی طولانی برانسان نگذشت که چیــزقابل ذکـــــــــــری نبود .

این که انسان چند سال در این عالم بوده هیچ سند و مدرکی در دست نیست .

3 ـ عالَـــــمِ صُلب :

انسان در این مرحله در صلب پـــــدر یا پدران قرار می گیرد و از هر پدر به پدر بعدی منتقل تا سرانجام در صلب پدر بلافصل قرار می گیرد .

4 ـ عالَـــــــم ِ رَحِـــــم :

در این مرحله با ازدواج پدر و مادر ، انسان از صلب پدر به رَحِم مادر انتقال می یابد . مدت حضور در این منزلگاه تقریباً 9 مکاه و 9 روزی است که مشهور است ولی ممکن است بعضی کمتر یا بیشتر در این منزلگاه باشند . در این عالَم ، انسان از نطفه به علقه و مضغه و نهایتاً به انسان قابل رؤیت تبدیل می شود . به تدریج اندام ها شکل می گیرد و پس از رسیدن به زمان موعود ، آماده ورود به عالَم بعدی (دنیـــا) می گردد .

فَلیَنظُرِ الاِنسانَ مِمَّ خُلِق (5) خُلِقَ مِن ماءٍ دافِقٍ (6) یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلــب وَالتــَّرائب، (7)

پس انسان باید بنگرد که از چه آفـــریـــده شـــده ، از آب جهنـــده ای کــه از صــلـــــــب مــــرد و میـــان استخــوان های زن بیـــــرون می آید .

(آیات 5و6و7 سوره مبارکه طارق)

5 ـ عالَـــــــمِ دُنیــــــــــا :

با ورود انسان به این عالَم ، حساس ترین منزلگاه هستی را مشاهده می کند ! در این عالَم است که انسان با میل و اختیار خود می تواند سعادتمند شود تا در مراحل و منزلگاه های بعدی از نتایج آن بهره مند گردد . و یا راه شیطان سرکش را بپیماید و خود  را به هلاکت ابدی افکند .

مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْلَهُ فِی حَرْثِهِ وَ مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤتِهِ مِنْهَاوَ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ

هر کس کِشت آخرت را بخواهد به کِشته اش می افزاییم و هر کس کِشت دنیا را بخواهد به او عطا می کنیم، ولی دیگر در کِشت آخرتش نصیبی نیست

 (آیه 20 سوره ی مبارکه ی شـوری)

در 40 ســوره قــرآن و در 111 آیـــه ، 115مرتبــــه کلمــه الــدنــیـــــــا آمـــده است.

دنیــا معـبـــری است که بر روی پلی بنا شده که باید از آن عبـور کرد ، روی پل و معـبــر جای مانـــدن نیست و بایـد زود از آن عـبــــور کـــرد.

6 ـ عالَـــــــــــم آخــــرت : به تعــداد کلمه دنیــا 115 مرتبه هم کلمه آخرت در قرآن آمده است .  

عالم آخرت را چند منــــــزل است که به آن ها نیز اصطلاحاً عالَم گفته اند : عالم قبر و عالم برزخ و نهایتاً عالم قیامت  

1 ـ 6 : عالَــــــــمِ قبــــــــر : ثــُمَّ اَماتُــــــهُ فَاَقبـــَرَهُ آنگاه او را دچار مرگ نمود و سپس او را وارد قبر ساخت . ( آیه 21 سوره مبارکه ی عبس ) نسبت یافتن میراندن و دفن انسان به خداوند ـ با آن که دخالت عوامل طبیعى در آن بدیهى است ـ مى رساند که طبیعت مجراى افعال خداوند است . فعل هاى « أمات »  و « أقبر» گرچه ماضى است ؛ ولى به قرینه ارتباط آن به «جنس انسان»، هر سه زمان را شامل مى شود. انسان پس از طی منزلگاه دنیــــــا ، به عالَم آخرت انتقال می یابد که اولین منزلگاه این عالَم ، قبـــــــر است . بر خی گمان می کنند که انسان همین که در قبر قرار گرفت دیگر کارش تمام است ! او به زودی متلاشی و نابود می شود ! واقعیت این است که بدن مادی بیشتر انسانها پس از خروج روح از بدنشان دیر یا زود متلاشی و ناپدید می شود ، اما این قانون مطلق نیست و بستگی به  اعتقادات و اعمال هرکس دارد ؛ برخی بدن ها در همین دنیا متلاشی و نابود می گردد ، برخی در قبر زود و یا دیر تر به تدریج از بین می رود و برخی هم سال های سال سالم می ماند !

نقل می کنند : در همین قرن و سالهای اخیر ، حضرت رقیّـــه (علیها السلام) دختر سه ساله اباعبدالله الحسین علیه السلام که در دمشق مدفونند ، در خواب دختر متولی حرم خود می آیند و به او می گویند : به پدرت بگو قبر من را آب گرفته است آن را تعمیر کند ! دختر خواب خود را برای پدرش بیان می کند ، پدر اهمیتی نمی دهد ، شب بعد دوباره آن خواب تکرار می شود ، پدر باز اهمیتی نمی دهد ! شب بعد باز آن جریان تکرار می شود ! این دفعه پدر احساس تکلیف می کند و موضوع را با علمای دمشق در میان می گذارد ، نهایتاً اجازه نبش قبر صادر و مشاهده می شود که آب از زیرِ زمین از جائی به این قبر مطهر نفوذ نموده و بدن حضرت را آب فرا گرفته است ! فوراً متولی حرم که خود از سادات محترم و متدین بوده بدن مطهر را از آب خارج و همانطور روی دستهای خود نگه میدارد تا قبر را سامان دهی و پس از تعمیر و بازسازی ، بدن مطهر را با احترام دفن می نمایند ! این یک نمونه ی عینی از سالم ماندن ابدان مطهر نیکان و پاکان و اولیاء خداوند است . نمونه های دیگری هم مشاهده شده و در تاریخ ثبت است .

  2 ـ 6 : عالَــم بـــــــــرزخ : لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَ مِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ شاید ، کارهای شایسته ای را که ترک کرده بودم به جای آورم هرگز ، این سخنی است که او می گوید و پشت سرشان تا روز قیامت مانعی (برزخی) است تــا روزی که برانگیختــه خــواهـنـــد شــد.  ( آیه 100 سوره مبارکه مؤمنون )   برزخ یعنی حائل و عالم برزخ عالمی است حائل بین دنیا و آخرت ، که از زمان مرگ تا زمان قیامت ، انسان در این عالــم به سر می برد. همه افرادی که می میرند حالاتشان مساوی نیست . یک عده اهل عذابند. یک عده مثل کسانی که خواب هستند هیچ چیز نمی فهمند تا روز قیامت که بیدار می شوند . یک عده اولیائ خدا هستند که مشغول فعالیتند و با وسائل مختلف به انسانها کمک می کنند. همانگونه که شما به زیارت ائمه معصومین صلوات الله علیهما می روید و تقاضا می کنید حاجاتتان برآورده شود. مدت توقف در این عالَم مشخص نیست ، برای برخی خیلی طولانی و برای برخی خیلی زودگذر است !

شخصی مورد اعتماد می گفت : در خواب دیدم که تصادف کردم و با ماشینم در کوهستانی به دره سقوط نمودم ، ماشین له شده بود ولی من سالم از اتومبیل خارج شدم ! بلافاصله یک نفر نزد من ظاهر شد و مرا برای تفریح به نقاط دیدنی کوهستان برد ! چمنزار ها ، آبشارها ، مناظر بسیار جالب و دیدنی که در عمرم هرگز این چنین ندیده بودم ! در کنار یک آبشار با آن شخص (که دیگر با هم دوست شده بودیم) نشستیم تا قدری استراحت و از مناظر بسیار زیبای آن بهره مند شوم ، بعد از استراحت به سیر در آن عالم وسیع و زیبا پرداختیم ، آن گاه آن دوست مرا به ساختمان زیبا و مجللی برد که از زیبائی ، همانند آن را در دنیا ندیده بودم ! وارد ساختمان شدیم ، اتاقهای زیبا و سالنهای بزرگ و ... در اتاقی که اطراف آن قفسه بندی شده بود ، در قفسه ها چیزهایی بود که ندیده بودم ، پرسیدم اینها چیست ؟ گفت این ها پرونده های اعمال انسان هاست ، پرسیدم یعنی چه ؟ گفت هر یک از این ها همه ی اعمال و رفتار هر یک از انسان را در خود دارد که می توان اعمال آن ها را مشاهده کرد ! ( این قضیه مربوط به حدود سی سال قبل است و هنوز ممری یا کارت حافظه رایج نبود ) برای اطمینان گفتم اگر چنین است می خواهم اعمال خودم را ببینم ، از داخل قفسه شیء کوچکی را بیرون آورد و در جایی قرار داد ، همانند یک فیلم سینمائی شروع به نمایش کرد دوران بچگی و جوانی و نهایتاً آن صحنه ی تصادف را دیدم ! فیلم تمام شد ، گفتم ادامه آن را ببینم ، گفت ادامه آن در این جا نیست ، آن عالم دنیا بود که تمام شد ! پرسیدم چه کسی این قدر دقیق فیلمبرداری کرده ؟ گفت خداوند این وظیفه را به عهده عاملان مربوطه محول فرموده است ، پرسیدم حال که فیلم دنیای من تمام شد بعد از آن چیست و اینجا کجاست ؟ گفت اینجا عالَم برزخ است ، پرسیدم مگر من مرده ام که به این عالم آمده ام ؟ گفت : آری . پرسیدم از کی ؟ گفت از همان موقع که از اتومبیل خارج شدی ! در فیلم ندیدی که با تصادف و له شدن اتومبیل بدن تو هم داخل اتومبیل له شده بود ؟ آن کس که از اتومبیل خارج شده و اکنون اینجاست روح تو است ! من گفتم حال که من مرده ام اجازه بده به دنیا برگردم و برای آخرین مرتبه خانواده ام و فرزندانم را ببینم ، گفت : ممکن نیست ! گفتم چــــرا : گفت برای این که آنهایی را که تو می خواهی بینی نیز سالهاست که مرده اند ! گفتم سالهــــا ؟ من هنوز نیم ساعت نیست که به این عالم آمده ام ، چگونه می گویی سالها ؟ گفت نیم ساعتی که تو تصور می کنی زمان این عالم است ولی به حساب روز و ماه و سال دنیا قریب سیصد سال گذشته است !!! ...... آری زمان در عالم برزخ برای برخی به سرعت می گذرد ، ولی برای افراد ناصالح و بدکار و ستمگر و مال مردم خور و خائن و .... بسیار کُنـــــــد می گذرد به طوری که پس از گذراندن یک دوره بسیار طولانی و سخت در آن عالَم ، اگر به عالم دنیا مراجعه نماید می بیند که ساعتی بیش نگذشته است !

3 ـ 6 : عالَـــــــمِ قیـــــــــامت : کلمه قیامة 70 مرتبه در قــــــــرآن آمده است . قیامت محل حساب رسی است و تعیین جایگاه هرکس که به تناسب اعمال و رفتار وی ، بهشت یا جهنم در نظر گرفته شده است ! برخی مدتی در دوزخ و پس از مجازات های وعده داده شده برای هر عمل زشتی ، و تسویه و تزکیه ، از دوزخ خارج و به بهشت هدایت می شوند ،.

بهشت و جهنم دارای درجات و طبقات متعدد و مختلفی است که پرداختن به شرح آنها بسیار مفصل و از بحث ما فعلاً خارج است .  

مَن کانَ یُریدُ حَرثَ الاخِرَةِ نَزِد لَهُ فِی حَــرثِـــــهِ    ( آیه 20 سوره مبارکه شوری )

فَادخُلی فِی عِبادی وَ ادخُلی جَنتَّتی ( آیات 29 و 30 سوره مبارکه فجر )

اِنَّ المُتَّقِینَ فِی جَنّاتِ و َعُیُون ٍ، اُدخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِینَ ( آیات 46 و 47  سوره مبارکه حجر )

هذهِ جَهَنَّمُ الَّتی کُنتُم تُوعَدُون ( آیه 63 سوره مبارکه یس )

وَ إِنَّ جَهنَّم لَمَوعِدهم أَجمَعین لَها سَبْعة أَبواب لِکُل باب مِنْهم جِزء مَقْسوم ( آیات 43 و 44 سوره مبارکه حجر )

در نهایت منزل و مأوای انسان در قیامت مشخص و معلوم می شود .

کارما و تناســـــخ :

با عنایت به مفاد این یادداشت متوجه خواهیم شد که تناسخ در اسلام جایی ندارد و کلاً منتفی است . لکن در صورت تمایل به این پست مراجعه فرمائید : کارما و تناسخ : وبلاگ سرچشمه فضیلت ها


[ چهارشنبه 93/10/17 ] [ 1:59 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

* **موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 109
بازدید دیروز: 160
کل بازدیدها: 295480
*