سفارش تبلیغ
صبا ویژن

چشمـــه ســـار رحمــت
 

بسم الله الرحمن الرحیم


نواختـــه ی لطف خـدا


                      

ما کانَ مُحَـمَّــدٌ اَبا اَحَدٍ مِـــن رِجـــالِــکُـــم

وَ لکِـــن رَسُـولَ اللهِ وَ خاتَـــمَ النَّـبیِّیـــنَ

وَ کانَ اللهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَـلِـیمــاً
 

( آیه40 احـــزاب ) 


ذکر تعـریف و بیان تشریف مهتر عالم است

که شرف رسالت او به ازل بستــــه ,

 و عـزّ دولـت او به ابــد پیوسته،

منبـــر و محــــراب به نـــام او آراستــــه،

ارکان دین به بیان او استوار شده،


(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)


مهتری که ظاهـر او همه راحت،

باطن او همـــــه ملاحت،

عـبـارت او همه فصاحـت،

سـرِّ او از محبت،

جان او از نـــور عـزَّت،

پرده او غـیـرت،

 آئین او شــریعـت،

و خلعـت او شفاعـت بُوَد.

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)


خـداونــد نام پدری از او بیفکند،

اما او از همه پدران مهـربانتـر بود

و این که او را پدر نخواند به این جهت بود که ؛

 روز رستاخیز چون بساط عظمت بگسترانند

و ترازوی داد بیاویزند

جان ها به چنبر گردن رسد،

زبان های فصیح گنگ گردد،

عذرها همه باطل شود،

و نسب ها همه بریده شود،

پدران از فرزندان گریزند،

در آن حال آدم که پدر همگان است پیش آید و گوید :

خـداونــدا ، مرا وا مگذار و با فــرزندان تو دانی چه کنی!

و همین گونه نـوح و ابراهـیـم و موسی و عـیسـی

و دیگـر پیغـمبران هـمـان گـــویند!

جز محمد مصطفی(ص) که گوید :

خـداونــدا ؛ امت من طاقت عذاب ندارند و مشتی بیچارگانند،

بر آنها ببخش و با من هـرچه خواهی کـن!

و اگر خـداونـــد او را پــدر خوانــده بود ؛

شـفـاعـت پـدر بر فــرزنــد پذیرفته نمی شد !


(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)


  

آیه45 احـــزاب:

یا اَیُّهَاالنَّبی اِنّا اَرسَلنَاکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَنَذِیراً


ای مهترعالم ، ای سیّد بنی آدم،

فخـر عــــرب و عجــــــــم،

ای نواختـــــــه لطــف قِــــدَم،

ای در زمین مقدم و در آسمان محترم،

ای مهتری که بیان نظم او عـقـد نجات،

و برهان او حل عـقـده مشکلات،

ای که گفتار ت منشور سعادات،

و کردار ت دسـتـور کرامات،


خـداونــد می فـرماید:

ما که در الاهیت یکتائیم،

و در احدیت بی همتائیم،

و در ذات و صفات از خلق جدائیم،

متصف به صـفـت کبریائیم،

خالق زمین و سمائیم،

پناه هـر بینـوا و راحت هـرآشنائیـم،

به اسرارخـلـق دانائیم،

و بر اعمال همه گواهیم،


تو را ای پیغمبر به خـلـق فرستادیم

تا آشنایان را از لطف ما خبر دهی ؛ که نواختنی اند!

و بیگانگان را بیم دهی ؛ که گداختنی اند !

و دوستان را بشارت دهی ؛

 که سرای سعادت از بهـر ایشان ساختنی

و دشمنان را بیم دهی ؛

که زنــدان دوزخ برای ایشان افـروختنی است!


(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)


ای مهـتـــــــر بنـــی آدم ؛

 

آفتاب چراغ آسمان است و تو چراغ زمینی،

آفتاب چراغ دنیا است و تو چراغ دینی،

آفتاب چراغ فلک است و تو چراغ مَلَکی،

آفتاب چراغ آب وگل است و تو چراغ جان و دلی،

آفتاب چراغ این جهان است

و تــــــو چـــــــراغ هـــر دو جهــــــانی!


 ای آدم صفــــی؛

هر چند تو سر لــوحه اصفیائی،

و عنــــــــوان صحیفـــه انبیــــــــــــائی ،

لکن با محمّـــــــد(ص) همراهی چگونه توانی؟

که در زمره خطاب اِهبِطُوا مِنها جمیعاً هستی ,

که از بهشت رانده شدی!

و محمّــــــد(ص) در ســـور و شـــــادی این ســــرور است

که خـداونـــد اَســــری بِعَـبـدِهِ لَیــــــــلاً ، 

او را به معـراج آسمـــــــــــان ها بالا برد.

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)


ای نـــــــــــوح ؛

 

تو شیــــــــخ پیغمبرانی،

تو در مهـــد نبــوّت پذیرفتــــه ی دعائی،

لیکـن چگونه طاقت صحبت با محـمـد(ص) داری

که سراسیمه زخم لا تَسئَلنی ما لَیسَ لَکَ عِـلـم هستی؟

و از پرسش آنچه نمی دانی منـــــــع شدی!  

و محـمــد(ص) دست آمــوز لـطـف

وَ لَسَوفَ یُعـطـِیـکَ رَبُّکَ فَـتَــرضی است

که خـداونــد به لطف خود او را عطا می بخشد و خشنود می سازد! 

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)


ای ابراهیـــم خلیـــل ؛

 

هـرچند تو پیشوای ملـتـی ،

و تراز حلّه خـلـوتی !

لکن با محـمـد(ص) برابری نتوانی!

که در مظنّه این تهمتی که  به دروغ گفتی

بَل فَعَـلَهُ کَبِیرُهَـم،

وقتی از شکستن بتهــا بازخواست شـدی گفتی:

بت بزرگ آن را شکستــــه !

 و این کــــــــذب بود !

و محمد(ص) در زمره این عصمت است که ؛ 

لِـیُـذهِـبَ عَـنْکُمُ الرِّجْس


ای موسی کلیم؛

 

هر چند تو همراز رحمانی و مورد لطف سبحانی ،

لکن با محمد (ص) ایستادگی چون توانی؟

که تو مهجور ضربت لَنْ تَرانِی هستی!

که درخواست دیدن خــدا کردی !

و پاسخ نهیب شنیدی!

و محمد(ص) مخمور شرابِ :

اَلَـم تَـرَ اِلی رَبِّکَ هست

که خـداونــــــد به او می فــــرماید:

خــدای خــود را بنگـــر! آیا نمی نــگـــــری؟!

(اَلّلهُــمّ َصَـلّ ِعَلی مُحَمّـَدٍ وَآلِ مُحَمَّـدٍ وَعَجِّل فَرَجَهُــم)


 

و اینک ای دشمنان عدالت و آزادی ؛

ای دشمنــــــــان بشــــــــــریــــت ؛

ای دشمنـــــــــان اســــــــــلام ؛

ای دشمنان محمّـــــد (ص) ؛

دستهایتان شکسته بـاد ؛

و قلم هایتان نابود باد ؛

روی هایتان سیاه ؛

و بدن هایتان تبـــــاه بـــــاد ؛

بدانید که هرگز نخواهید توانست با نوشتن و فیلم و تصویر و ....

روشنی این خورشید تابناک را خاموش نمائید ،

بلکه نــــــــور او روز به روز بیشتـــــر ،

و دین او روز به روز فراگیرتر ،

و نام و آوازه او روز به روز جهانی تر خواهد شد .


[ دوشنبه 93/10/29 ] [ 1:13 عصر ] [ چشمــه ســار رحمت ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

* **موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 117
بازدید دیروز: 160
کل بازدیدها: 295488
*